دستور داده بود ؛ زيرا كه - همان گونه كه پيشتر در بيان گوشهاى از احوالات عايشه آورديم - او فريفتهء حبّ قدرت و علاقمند به كسب فضايل و اختصاص دادن مناقب به خود و خانوادهاش بود .
دليل سوم :
در برخى از اخبار آمده است : هنگامى كه عايشه گفت : « ابوبكر مردى رقيق القلب است ؛ پس به عمر دستور بده » ، پيامبر صلى اللَّه عليه وآله به آن سخن پاسخ نداد ؛ بلكه فرمود : « به عمر دستور دهيد » . « 1 » از اين روايت روشن مىشود كه علّت اين مطلب ، سخن عايشه نبوده كه گفت : « ابوبكر مردى دل نازك است » .
يكى ديگر از شارحان اين حديث نَوَوى است . وى در شرح اين سخن و توجيه آن چنين مىنويسد :
منظور پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله از تشبيه آنان به زنان مصر در زمان يوسف اين است كه شما زنان در كمك كردن به يكديگر و اصرار زياد بر آن چه به آن تمايل داريد ، همانند زنان مصر هستيد .
و اين سؤال و جواب و اعتراض عايشه با پيامبر صلى اللَّه عليه وآله ، دليلى است بر اين كه اعتراض و سؤال و جواب با ولى امر به عنوان
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى : 2 / 439 .