ودع عنك ما تحاول ، فما أغناك أن تلقى اللَّه من وزر هذا الخلق بأكثر ممّا أنت لاقيه ، فواللَّه ! ما برحت تقدم باطلًا في جور وحنقاً في ظلم ، حتّى ملأت الأسقية ، و ما بينك و بين الموت إلّاغمضة ، فتقدم على عمل محفوظ في يوم مشهود ولات حين مناص ؛ « 1 »
دست از اين كارها بردار و از هدفى كه دارى صرف نظر كن ؛ چرا كه تو پاسخِ همين اعمالى كه تا به حال مرتكب شدهاى ، نمىتوانى بدهى . تو تمام ظلمها و جورها را انجام دادهاى و ديگر ميان تو و مرگ فاصلهاى جز چشم بر هم زدنى باقى نمانده و به زودى در روز مشاهدهء اعمال - كه گريزى از آن نيست - پروندهء خود را خواهى ديد .
معاويه در حالى كه هزار سرباز از شام به همراه خود آورده بود و آنان شمشير به دست در كنار او ايستاده بودند ، چارهاى نديد مگر اينكه به دروغگويى روى آورده و بگويد : آرى اين چه شايعهاى است ؟ چه كسى گفته كه اين چهار نفر ( حسين بن على ، عبدالرحمان بن ابىبكر ، عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن زبير ) با يزيد بيعت نكردهاند ؟
اين بزرگان همگى بيعت كردهاند و اين ديگران هستند كه دروغ و شايعه مىبافند و گمان مىكنند كه اين افراد با يزيد بيعت نكردهاند !
آن گاه به آن سربازهاى شمشير به دست رو كرد و آنان نيز با لحنى كه حاكى از شكايت از معاويه بود گفتند : چه خبر است كه اين قدر از اين چهار نفر تجليل مىكنى . . . ؟
اين افراد بايد به صورت آشكار در نزد مردم با يزيد بيعت كنند و ما بيعت مخفى و خصوصى اينان را قبول نداريم ؛ چرا كه همه بايد از بيعت اين افراد با يزيد ، آگاه شوند .
سپس با همآهنگى قبلى كه ميان معاويه و اين سربازان صورت گرفته بود ، معاويه در پاسخ آنها گفت : نه ، اين بزرگان با يزيد بيعت كردهاند و بيعت اين افراد با
هامش
( 1 ) . الإمامة والسياسه : 1 / 208 - 209 .