تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
به او ارائه داد . معاويه نيز در پاسخ نامه او نوشت : اترك حسيناً ما تركك ؛ « 1 » تا زمانى كه حسين بر ضدّ تو قيام نكرده ، به او كارى نداشته باش .

گفت و گوى سيّدالشهداء با معاويه

سالى معاويه براى انجام حج به حجاز سفر كرد . در جلسه‌اى كه حضرت سيّدالشهداء عليه السلام و ديگر مخالفان جانشينى يزيد حضور داشتند ، معاويه سخن از شخصيّت يزيد و معرفى او به ميان آورد . در اين هنگام امام حسين عليه السلام برخاستند و بعد از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمودند : وفهمت ما ذكرته عن يزيد ، . . . تريد أن توهم الناس في يزيد ، كأنّك تصف محجوباً أو تنعت غائباً أو تخبر عمّا كان ممّا احتويته بعلم خاص وقد دلّ يزيد من نفسه على موقع رأيه ؛ هر چه دربارهء معرفى يزيد گفتى فهميديم . . . ولى تو مىخواهى مردم را به اشتباه بيندازى ! تو چنان از يزيد سخن مىگويى كه گويا مردم از حال او با خبر نيستند و گويا از فردى سخن مىگويى كه هيچ كس او را نديده و خبرى از او ندارد . و حال آن كه يزيد كسى است كه با اعمال خود ، شخصيّتش را به جامعه معرفى كرده است . امام حسين عليه السلام در ادامهء سخن ، مفاسد و جرايمى را كه يزيد به صورت آشكار مرتكب شده و بين مردم معروف بود ، يادآور شدند و خطاب به معاويه فرمودند :
هامش
( 1 ) . أنساب الاشراف : 3 / 152 .