دربارهء جلب رضايت و اطاعت از ديگران ، از والدين و اساتيد ، قيد داريم كه اگر آنان چيزى را بر خلاف رضاى خدا گفتند ، نبايد پذيرفت . امّا ائمّه عليهم السلام چيزى بر خلاف رضايت خدا نمىگويند ؛ از اين رو ناگزير بايستى از آنان پذيرفت و به صورت اطلاق بايد گفتههاى آنان را امتثال كرد و به سخن آنان ترتيب اثر داد ؛ و در غير اين صورت تناقض و لغويّت به وجود مىآيد .
امر به پذيرش على الاطلاق كاشف از عصمت و اعلميّت است .
از طرفى ، تاريخ زندگانى ائمّه عليهم السلام ، عصمت و اعلميّت آنها را نشان مىدهد كه حتّى دشمنانشان نيز به اين واقعيت اعتراف كردهاند . هرگز نشده كه از آنان چيزى بپرسند و نتوانند پاسخ دهند و هيچ زمانى ديده نشده كه چيزى را بر خلاف بگويند . به راستى آيا ديگران نيز اين گونه بودهاند ؟ آيا افرادى كه در جامعه به عنوان امام عَلَم شدند اين چنين بودند ؟
و در صورتى كه واژه « ذكر » اسم نبوده ، بلكه مقصود مطلق ياد خدا باشد ، ائمّه أتمّ مصاديق « اهل الذكر » هستند و هر كس هر چه را ياد گرفته و به هر جا به بركت ذكر رسيده باشد ، از مكتب رسول اللَّه و اهل بيت اطهار برگرفته است . آنانند كه همچون جدّ بزرگوارشان به آيهء مباركهء « وَاذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَاْلآصالِ وَلا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ » « 1 » عمل كردند و مصداق « الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيامًا وَقُعُودًا وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَاْلأَرْضِ » « 2 » شدند و آنها صاحبان نفس مطمئنّه و قلب مطمئن هستند كه « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) : آيهء 205 ؛ « پروردگارت را با تضرع و خوف ، آهسته و آرام و در درون خود در صبح وشام ياد كن و از غافلان نباش » .
( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) : آيهء 191 ؛ « آنان كه خداى تعالى را ايستاده و نشسته و آن گاه كه پهلو خوابيدهاند يادمىكنند و در اسرار آسمانها و زمين تفكر مىكنند » .
( 3 ) . سورهء رعد ( 13 ) : آيهء 28 ؛ « هان كه با ياد خدا قلبها آرامش مىيابند » .