امّا ائمه عليهم السلام درباره آيهء « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ » فرمودهاند :
أهل بيته المسؤولون وهم أهل الذكر ؛ « 1 »
سؤال شدگان همان اهل بيت پيامبر صلى اللَّه عليه وآله و همانها اهل ذكر هستند .
پس بايد امّت بعد از رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله به ائمه عليهم السلام رجوع كنند و هر چه را لازم داشتند ، از آنها بگيرند و هر چه را فرمودند ، قبول و اطاعت نمايند و از اين امر دو نتيجهء مهم گرفته مىشود :
1 . عصمت ائمّه عليهم السلام ؛
2 . اعلميّت ائمّه عليهم السلام .
چون به پرسش از اهل ذكر امر شده ، اين امر اطلاق دارد . امر به پرسش ، امر به پذيرش پاسخ را در پى دارد و گرنه امر باطل خواهد شد . وقتى شما به زيد امر مىكنيد كه از عمرو بپرس ، لازمهاش اين است كه هر چه عمرو گفت زيد آن را بپذيرد .
در آيه مباركه به طور اطلاق امر شده كه از ائمّه عليهم السلام بپرسند . پس به طور مطلق واجب است سخن آنان پذيرفته شود . و همين بيانگر عصمت آن بزرگواران است ؛ چرا كه اگر احتمال خطا ، سهو ، نسيان و . . . داده شود ، امر به قبول به طور اطلاق صحيح نخواهد بود .
دربارهء اعلم بودن امامان عليهم السلام نيز بايد گفت كه وقتى خداوند به سؤال امر مىكند ، آيا ممكن است به پرسش از جاهلان امر كند ؟ امام عليه السلام فرمودهاند :
أمر اللَّه عزوجل بسؤالهم و لم يؤمروا بسؤال الجهّال ؛ « 2 »
خداوند مردم را به پرسش از آنان فرمان داده است و به پرسش از نادانان دستور داده نشدهاند .
هامش
( 1 ) . الكافى : 1 / 211 ، حديث 4 ، بحار الانوار : 23 / 176 ، حديث 11 .
( 2 ) . الكافى : 1 / 295 ، وسائل الشيعه : 27 / 66 ، حديث 33215 .