تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
البيت خاصة دون غيرنا فانقلبتم على أعقابكم وارتددتم ونقضتم الأمر ونكثتم العهد و لم تضروا اللَّه شيئاً وقد أمركم أن تردّوا الأمر إلى اللَّه ورسوله وإلى اولي الأمر منكم المستنبطين للعلم فأقررتم ثمّ جحدتم ؛ « 1 » همانا خداوند باعظمت و كريم آن هنگام كه مخلوقات را خلق نمود و بهترين از خلقش را اختيار كرد و او را از برگزيدگان بندگانش برگزيد ، رسولش را بر آنان فرستاد ، كتابش را بر آنان نازل فرمود ، دين را بر آنان تشريع نمود و فرائض خود را بر آنان واجب و حتمى نمود ؛ از اين رو فرمود : « از خدا اطاعت كنيد و از پيامبر و صاحبان امر اطاعت كنيد » پس اين مقام اطاعت براى ماست و به ما اهل بيت اختصاص دارد نه غير ما . پس شما به گذشته خود باز گشتيد و از دين برگشتيد و امر الهى را نقض كرديد و عهد الهى را شكستيد . البته اين عمل شما هيچ ضررى به خداى تعالى نمىرساند . خداى تعالى به شما در برگرداندن امورتان به خدا و رسول او و به صاحبان امرتان كه كاوشگران در علم‌اند دستور داد . شما در اجابت به اين دستور الهى اقرار كرديد ؛ اما پس از آن ، اين امر را منكر شديد . امّا با چشم پوشى از روايات نيز « اولى الأمر » را مىتوان تعيين كرد ؛ چرا كه در اين آيه امر به اطاعت اطلاق دارد و همراه اطاعت خدا و رسول اوست . همين موضوع بر عصمت دلالت مىنمايد . اين دلالت به قدرى روشن است كه حتّى مخالف متعصّبى مانند فخر رازى نيز به آن اعتراف مىكند ؛ ولى وى در ادامهء اين بحث گير مىافتد ؛ چرا كه آنان به عصمت كسى حتّى ابوبكر معتقد نيستند و نمىتوانند باشند ؛ از اين رو در بحث به بن‌بست مىافتد . زيرا به مقتضاى آيه مباركه اطاعت مطلقه اين غير معصوم جايز نيست و آيه بر عصمت « اولى الامر » دلالت دارد و از طرف ديگر ، « اولى الامر » هاى آنان معصوم نيستند .
هامش
( 1 ) . تفسير كنز الدقائق : 2 / 251 ، المسترشد : 397 ، الاحتجاج : 1 / 234 .