و صفات سيئه آشنا شود تا به صفات حسنه متّصف گردد و صفات سيئه كنار زده شود و چنين تربيت گردد .
اگر اين سه جهت در فردى تكميل شود ، او فردى كامل خواهد شد . روشن است سراسر زندگى ائمه عليهم السلام ، در همهء اقوال و افعالشان اهتمام به اين جهات و همواره در جهت دفع و حمايت از اسلام و امت بوده است كه قضايا و شواهد بر اين معنا فراوان وجود دارد .
و اهل الذكر
اهل الذكر
و ( سلام بر ) اهل ذكر .
اين تعبير در قرآن كريم در دو جا آمده است : در سورهء انبيا مىفرمايد :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ » ؛ « 1 »
اگر نمىدانيد از اهل ذكر و آگاهان بپرسيد .
در اين مورد محتمل است كه مراد از « اهل ذكر » علماى اهل كتاب باشد . ولى در جاى دوم در سورهء نحل مىفرمايد :
« وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلّا رِجالًا نُوحي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ؛ « 2 »
و ما پيش از تو جز مردانى را كه به آنان وحى مىنموديم نفرستاديم ، اگر نمىدانيد از اهل ذكر و آگاهان بپرسيد .
در اين مورد به يقين منظور از « اهل ذكر » ائمّه عليهم السلام هستند و در اين باره
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ( 21 ) : آيهء 7 .
( 2 ) . سورهء نحل ( 16 ) : آيهء 43 .