فخر رازى مدّعى است كه منظور از « اولى الامر » در اين جا خود امّت هستند ، پس امّت مثل خدا و رسول واجب الاطاعه است ، و چون نصيب امام به دست امت مىباشد و امّت نيز طبق روايت « إنّ امّتي لا تجتمع على خطأ » « 1 » خطا نمىكنند ، پس هر كه را نصب كردند او امام است .
بنابراين مبنا ، خطاب « اطيعوا » در اين آيه متوجّه امّت است و بايد خود امّت مطاع باشند . پس معناى آيه چنين مىشود كه خداوند متعال بفرمايد : اى امّت ! از خدا ، از رسول و از خودتان اطاعت كنيد !
آيا چنين بيانى از مثل فخر رازى درست است ؟
و از طرف ديگر اگر بنا باشد كه مراد از اولى الامر خود امّت باشند ، آيا همه امّت مراد است ، يا برخى از افراد امّت ؟ اگر برخى از افراد امّت مراد است ، اين افراد چه كسانى هستند ؟ اگر اين افراد معيّن هستند ، وجه تعيين آنان چيست ؟ تعيين كنندهء آنها كيست ؟ و اينان بايد چه صفاتى را دارا باشند ؟
استدلال فخر رازى مشكلات بسيارى دارد و آنان چارهاى ندارند جز آن كه به استدلال اهل حق برگردند و به آن اعتراف كنند كه « اولى الأمر » اشخاص معيّنى از جانب خداوند سبحان هستند و چون آيه بر عصمت دلالت دارد اين اشخاص بايد معصوم باشند و چنين استدلالى ديگر شامل ابوبكر نخواهد شد تا چه رسد به حكّام ديگرشان تا به امروز .
و شايد اين جمله از زيارت جامعه اشارهاى باشد به آيهء مباركهء « قُلْ إِنَّ اْلأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ » ، « 2 » همان « أمر » كه فرموده : « أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَاْلأَرْضُ بِأَمْرِهِ » « 3 » و اين معنا هم كاملًا صحيح است و دلايل آن از قرآن ، روايات و عقل بسيار .
هامش
( 1 ) . تأويل مختلف الحديث ، ابن قتيبه : 25 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) : آيهء 154 .
( 3 ) . سورهء روم ( 30 ) : آيهء 25 .