تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
مُظهِر و بيرون آورندهء آن‌ها از خفا هستند . امّا معلوم شدن حكمى از احكام به توسّط ائمّه عليهم السلام سه راه دارد : راه نخست : حكمى را به طور مستقيم از ائمّه عليهم السلام بشنويم ؛ يعنى از امام دربارهء حكمى بپرسند و آن حضرت پاسخ دهد ، يا آن حضرت در ابتدا حكمى را بيان فرمايد و ما بشنويم . البتّه شنيدن نيز اعم از اين است كه به لفظ باشد يا به كتابت . براى مثال ، نامه‌اى از امام كاظم يا امام هادى عليهما السلام بخوانيم كه در پاسخ كسى بنويسد و بدين وسيله ، حكم آن مسئله براى ما معلوم شود . راه دوم : امام عليه السلام كارى از امور عبادى را به طور عملى انجام بدهد و ما شاهد آن باشيم . براى مثال حضرتش طواف نمايد و ما چگونگى طواف آن حضرت را مشاهده كنيم و از حكم آن آگاه شويم . راه سوم : ما عملى را در برابر ديدگان حضرتش انجام دهيم و آن حضرت از كيفيّت عمل ما مطّلع شوند و اگر ايرادى داشته باشد ، بتوانند تذكّر دهند و مانعى از تذكر دادن وجود نداشته باشد . در اين صورت ، حكم شرعى آن عمل معلوم مىشود . به همين جهت ، در علم فقه و اصول نيز مىگويند : سنّت يا قول معصوم است ، يا فعل او و يا تقرير او . پس ظهور احكام به توسّط امام عليه السلام براى ما يكى از اين سه راه ، يا هر سه راه است . اكنون مىگوييم : خود امام عليه السلام احكام الهى را از كجا كسب مىكند ؟ به حسب ظاهر امام عليه السلام از دو طريق اساسى احكام را كسب مىكند : يكم . امام عليه السلام از طريق الهام يا غير الهام ، حكمى را از خداوند متعال اخذ مىكند . دوم . امام عليه السلام حكم را از طريق پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله ، يا از طريق پدران گرامىاش كه به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله منتهى مىشود ، از جبرئيل و او از خداى