اجابتش كنم و اگر از من خواهشى كند به او پاسخ بدهم و من در كارى كه انجام دهم ، هيچ گاه ترديد نداشتهام ، مانند ترديدى كه در مرگ مؤمن دارم ؛ ( زيرا ) او از مرگ كراهت دارد و من از ناراحت كردن او ناخرسندم .
اين يك واقعيّت است و از امورى است كه به سند نياز ندارد . در حالات كسانى كه در اين مسير گام برداشتهاند ، ائمّه عليهم السلام و پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله در رأس هستند .
گفتنى است اين حديث قدسى در كتابهاى اهل تسنّن نيز آمده است . « 1 » شارح صحيح مسلم بر اساس اين حديث بحث كرده و آن را مبنا قرار داده و از آن استفادههايى كرده است . او به نقل از قاضى عياض مالكى چنين مىنويسد :
ومحبّة اللَّه تعالى لعبده تمكينه من طاعته وعصمته وتوفيقه وتيسير ألطافه وهدايته وإفاضة رحمته عليه هذه مباديها وأمّا غايتها فكشف الحجب عن قلبه حتّى يراه ببصيرته فيكون كما قال في الحديث الصحيح « فإذا أحببته كنت سمعه الّذي يسمع به وبصره الذي يبصر به » . « 2 »
آرى ، انسان به رغم بندگى ، به جايى مىرسد كه خداوند سبحان مىفرمايد :
كنت سمعه الّذي يسمع به وبصره الّذي يبصر به ؛
من گوش او شوم ؛ همان گوشى كه با آن مىشنود و چشم او گردم ؛ همان چشمى كه با آن ببيند .
و كسى كه به اين مرحله برسد ، چيزى از خودش ندارد ؛ بلكه تمام بركات از عبادت و خلوص در آن است .
ائمّه عليهم السلام به تمام معنا براى خداوند متعال بودند . آن بزرگواران به تمام معنا
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 7 / 190 ، السنن الكبرى : 10 / 219 .
( 2 ) . شرح صحيح مسلم ، نَوَوى : 15 / 151 .