تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
آرى ! مىشود ؛ چرا كه همهء اين‌ها در مرحلهء ادّعاست و بايد به اثبات برسد . بايد ديد كه ادّعاى محبت چگونه به اثبات و تصديق مىرسد ؟ اين كه گفتيم تا اقبالى از محبوب نباشد ، فايده ندارد ، اقبال او چه شرطى دارد و راه تحصيلش چيست ؟ از اين رو ، انسانى كه مىخواهد در محبّتش راست‌گو باشد ، بايستى در اين مسير گام بردارد و همواره ثابت قدم باشد و به لوازم آن ملتزم شود و درِ اين خانه را آن قدر بزند تا سرانجام به درون خانه برسد و جايى براى خود بيابد و مستقر بشود . ائمّه عليهم السلام اين گونه بودند كه به پايانىترين درجهء محبّت به خداوند متعال رسيدند كه ديگر حالت منتظره‌اى نماند ؛ يعنى ظرفشان از محبت خداى واحد احد پر شده و هيچ جاى خالى ندارد . وقتى به اين مرحله رسيدند ، ديگر محبوب تمام وجودشان را گرفته و در آن جا جز محبوب وجود ندارد . از اين رو ، در دعاها و مناجات امامان عليهم السلام آمده است كه خدايا ! در هر حال يا جايى كه باشم قلب من از حبّ تو سرشار است . در دعايى مىخوانيم : إلهي ، لو قرنتني بالأصفاد ، ومنعتني سيبك من بين الأشهاد ، ودللت على فضائحي عيون العباد ، وأمرت بي إلى النار ، وحُلت بيني و بين الأبرار ، ما قطعت رجائي منك ، و ما صرفت تأميلي للعفو عنك ، ولا خرج حبّك من قلبي ؛ « 1 » خدايا ! اگر با بندها در بندم كشى و آشكارا لطف خود را از من باز دارى و رسوايىهايم را در برابر ديدگان بندگان قرار دهى و مرا به سوى آتش فرمان دهى و ميان من و نيكان حائل شوى ، من اميدم را از تو نخواهم بريد و آرزويم را از گذشت و عفو تو نخواهم گرداند و مهر و محبت تو از قلبم بيرون نخواهد شد . وقتى محبّت به اين مرحله رسيد ، ناگزير از آن طرف نيز همين طور خواهد بود
هامش
( 1 ) . مصباح المتهجد : 591 ، اقبال الاعمال : 1 / 167 .
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 362 | السيد علي الحسيني الميلاني