نمايند ، دعا كردند :
اللّهمّ ائتني بأحبّ خلقك إليك وإلي ، يأكل معي من هذا الطائر ؛
خدايا ! محبوبترين شخص را نزد خود و رسولت بفرست تا با من در اين غذا شريك شود و با هم غذا بخوريم .
حضرت در خانه بود و درِ خانه بسته بود . ابوبكر آمد و برگشت و عمر آمد و برگشت . انس بن مالك براى اذيّت على عليه السلام و اعمال غرض خويش وقتى على عليه السلام آمد در زد ، در را باز نكرد ؛ ولى امير مؤمنان عليه السلام برنگشت و انس ناچار شد ، در را باز كند . حضرت وارد شد . پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله از جا برخاست و با على عليه السلام معانقه كرد و او را بغل نمود و بدين ترتيب ، يگانه مصداق بودنِ آن حضرت براى « احبّ الخلق إلى اللَّه ورسوله » معلوم گرديد . « 1 » روشن است كه احب بودن دليل افضل بودن است و افضل بودن دليل امامت .
چرا محبّت خدا ؟
چرا نفرمود : « التامّين في محبّة الرحمان » ، يا « الرحيم » ؛ بلكه فرمود : « التامّين في محبّة اللَّه » ، اين عبارت چه نكتهاى دارد ؟
لفظ جلاله « اللَّه » - چنان كه در جاى خود بيان شده و همهء علماى اسلام در علوم مختلف گفتهاند - عَلَم براى ذاتى است كه مستجمع جميع كمالات است . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : الامالى ، شيخ صدوق : 357 ، الامالى شيخ طوسى : 353 و 454 ، روضة الواعظين : 130 ، بحار الانوار : 38 / 355 ، سنن ترمذى : 5 / 300 ، المستدرك على الصحيحين : 3 / 130 ، مجمع الزوائد : 9 / 126 ، السنن الكبرى : 5 / 107 ، خصائص اميرالمؤمنين : 51 ، المعجم الأوسط : 2 / 207 و 6 / 90 ، المعجم الكبير : 1 / 253 ، نظم درر السمطين : 10 و منابع ديگر .
( 2 ) . در تاج العروس : 19 / 6 در مادهء « أله » مىنويسد : « إنّه علم للذات الواجب الوجود المستجمع لجميع صفات الكمال غير مشتق » .