تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
ائمّه عليهم السلام استواران در امر خدا هستند . واژهء « مستقر » از استقرار و به معناى قرار گرفتن ، آرام شدن و در يك جا ثابت ماندن است . انصافاً راغب اصفهانى در اين مورد معناى زيبايى دارد . وى در واژهء « قرّ » مىنويسد : قرّ في مكان إذا ثبت ثبوتاً جامداً ؛ « 1 » يعنى به گونه‌اى در آن مكان قرار دارد كه از آن جا به جاى ديگرى منتقل نمىشود . واژهء « جامد » ، فقط خودش است و مانند مشتق نيست كه تغيير بپذيرد و از هيئتى به هيئت ديگر درآيد . استقرار انسان نيز چنين است كه در جايى بماند و در آن جا قرار گيرد . از اين رو ، در قرآن مجيد از آخرت به « دار القرار » تعبير شده ؛ چون اهل بهشت هرگز از بهشت خارج نمىشوند ؛ بلكه « هُمْ فيها خالِدُونَ » و هم‌چنين اهل دوزخ كه از دوزخ به « بئس القرار » تعبير شده است . خداوند متعال دربارهء جهان آخرت مىفرمايد : « يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَإِنَّ اْلآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ » ؛ « 2 » ( مؤمن از قوم فرعون گفت : ) اى قوم من ! اين زندگى دنيا فقط كالاى زودگذر است و به راستى كه جهان آخرت سراى پايدار است . و دربارهء دوزخ مىفرمايد : « جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَبِئْسَ الْقَرارُ » ؛ « 3 » دوزخى كه در آتش آن وارد مىشوند و چه بدجايگاهى است . پس چيز مستقر در مقابل چيز متحرّكى است كه قرار ندارد . از اين روست كه ايمان دو نوع است :
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن : 397 . ( 2 ) . سورهء غافر ( 40 ) : آيهء 39 . ( 3 ) . سورهء ابراهيم ( 14 ) : آيهء 29 .