مىفهماند كه زنده است .
اين ، معناى دلالت است ، ولى امام عليه السلام اصل وجودش دلالت دارد ، گرچه ساكت يا زندان يا غايب از انظار باشد .
كسى كه بخواهد به چنين مقامى برسد ، بايد سه چيز را دارا باشد كه هر سه در ائمّه عليهم السلام موجود است و در غير آنان نيست :
1 . بايد امام خصوصيّات « مرضاة اللَّه » را بداند ؛ چرا كه مىخواهد دليل باشد و در غير اين صورت نمىتواند به چيزى كه نمىداند ، دليل و راهنما شود ؛
2 . بايستى همهء آن مراتب را دارا باشد تا بتواند به ديگران اعطا كند و بايد خودش به آن مقامات برسد تا به ديگران دليل و راهنما باشد ؛
3 . وقتى مىخواهد دليل و راهنما باشد ، نبايد اشتباه كند ، سهو نمايد و نسيان داشته باشد . نمىتواند بگويد : يادم رفت ؛ مثلًا كسى بپرسد : آقا ! اين قضيّه چگونه است ؟ آيا « مرضات اللَّه » است يا نه ؟ و پاسخ دهد : نمىدانم و . . . .
دلّالهاى خانهها چه كار مىكنند . دست مشترى را مىگيرند و به خانه مىبرند و تمام زواياى آن را نشان مىدهند ، چون طرف مىخواهد عمرى در آن جا زندگى كند .
آرى ، فقط ائمّه اهل بيت عليهم السلام « الأدلّاء على مرضات اللَّه » ، مصدر ملكات عاليه و اعمال صالحه ، رسانندهء بشر به خدا و مظاهر اسماى حسنى هستند كه قهراً رهبران خطّ مقابلشان مظهر ضلالت و تاريكى هستند . از اين رو ، در حديثى امام صادق عليه السلام فرمود :
إنّ اللَّه خلقنا فأكرم خلقنا وفضّلنا وجعلنا امناءه وحفظته وخزّانه على ما في السماوات و ما في الأرض . وجعل لنا أضداداً وأعداءاً ، فسمّانا في كتابه وكنّى عن أسمائنا في كتابه وكنّى عن أسمائنا بأحسن الأسماء وأحبّها إليه ، وسمّى أضدادنا وأعداءنا في كتابه وكنّى عن
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 352
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٥٢