بنابراين ، علم خداوند متعال محدود نيست . وراى اين امور ، امور ديگرى است كه ما درك نمىكنيم ؛ امّا از روايات معلوم مىشود كه از بندگان خدا كسانى هستند كه از اسرار آگاه مىشوند . در قرآن آمده است :
« وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ » ؛ « 1 »
و همه چيز را در كتاب روشنگرى برشمردهايم .
و « امام مبين » به امير مؤمنان و ديگر ائمه تفسير شده است . « 2 » از طرفى حديثى از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله بيان شد كه از طريق اهل تسنّن نيز نقل شده است . ايشان مىفرمايد :
أنا مدينة الحكمة وعلي بابها ؛
من شهر حكمت هستم و على دروازهء آن است .
در مورد ديگرى مىفرمايد :
أنا مدينة العلم وعلي بابها ؛
من شهر دانشم و على دروازهء آن است .
پس همهء حقايق نزد رسول خدا و ائمه اطهار عليهم السلام موجود است كه البته اذن بيان بخشى از آنها را داشتهاند .
و اين چيز فوق العادهاى دربارهء ائمّه عليهم السلام نيست تا گفته شود غلو است .
حقايق و امورى نزد آنها وجود دارد كه اذن ندارند به ديگران بگويند ؛ از اين رو حافظان و سر نگهداران خدا هستند .
از طرفى ، اگر بخواهند سرّى از اسرار را بگويند ، نخست آن فرد را امتحان مىنمايند ؛ چرا كه در طرف مقابل ظرفيّت لازم است . در رواياتى كه پيشتر گذشت ،
هامش
( 1 ) . سورهء يس ( 36 ) : آيهء 12 .
( 2 ) . بحار الانوار : 24 / 158 ، حديث 24 و 47 / 130 ، حديث 179 .