مناوى در شرح الجامع الصغير مىنويسد :
وهم أصحاب الكساء الّذين أذهب اللَّه عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً ؛ « 1 »
اهل بيت همان اصحاب كساء هستند كه خداوند هر رجس و پليدى را از آنان زدود و آنان را پاك و پاكيزه ساخت .
آن چه بيان شد ، نظريهها و گفتارهاى شارحان حديث ثقلين در مورد واژهء « عترت » بود كه روشن شد مراد از « عترت » اقربا نيستند .
البتّه دليل ما در اعتقادات كتاب و سنت است و هر گاه به كلمات علما مراجعه مىكنيم منظور اثبات صحّت استدلالمان مىباشد ، و گرنه نبايد در بحث به اقوال مجرَّد از دليل تكيه كرد ؛ چرا كه اقوال اشخاص حجّت نيستند و تا به قول فردى استدلال كنيد در مقابل او ، قول فرد ديگرى مىآورند كه با آن تعارض دارد .
اساساً قول كسى ، دليل نيست ، و ليكن علما به آن چه مىگوييم اقرار كردهاند و ما از گفتار آنان استفاده كرديم . شخصى مانند مناوى از بزرگان از علماى اهل تسنّن است چنين اقرار مىكند : « وهم أصحاب الكساء الّذين أذهب اللَّه عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً » . « 2 »
پيشتر گذشت كه در مناظره با يكى از بزرگان وهّابىها در مكّه ، امامت امير مؤمنان على عليه السلام را با آيهء ولايت ثابت كردم . وقتى خوب به استدلال گوش فرا داد ، گفت : بر شما يك اشكال وارد است .
گفتم : كدام اشكال ؟
گفت : اگر واژه « إنّما » بيانگر حصر است ، فقط امامت امير مؤمنان را ثابت مىكند ، امامت يازده امام ديگرتان چگونه ثابت مىشود ؟
گفتم : چون « إنّما » بر حصر دلالت مىكند ، پس اطاعت ابوبكر نفى شده ، وظيفهء
هامش
( 1 ) . فيض القدير : 3 / 19 .
( 2 ) . همان .