نقل شده كه تصريح دارند كه منظور از عترت ما هستيم .
افزون بر اين ، اقرار بزرگان از لغويان را بر اين معنا بيان كرديم ، و در اين زمينه محدّثان و شارحان حديث نيز سخن به ميان آوردهاند .
البته پژوهندگان و محقّقان بايستى همواره سعى كنند كه در مباحث علمى با اهل سنّت به آن چه در متون كتابهاى آنان آمده اكتفا نكنند ؛ بلكه به شروح و حواشى بسيار بنگرند ؛ چرا كه به مرور زمان انصاف علمايشان بيشتر شده است ؛ به اين معنا كه هر چه از زمان صدر اسلام دور تر مىشويم ، حقايق در گفتارهايشان بيشتر ظاهر شده است . مطالبى در شروح صحيح بُخارى وجود دارد كه در صحيح بُخارى نيست ، و علماى متأخّر در شروح المشكاة ، الجامع الصغير ، شفا ، صحاح سته و حواشى آنها و نيز در مسانيد به مواردى اشاره كردهاند كه متقدّمان در كتمان آنها كوشيدهاند .
حكيم تِرمذى با همهء تعصبش در كتابى كه به نام نوادر الاصول دارد در ذيل حديث ياد شده مىنويسد :
فقول رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله : « لن يفترقا حتّى يردا علي الحوض . . . » واقع على الأئمّة منهم السادة لا على غيرهم ؛ « 1 »
گفتار پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله كه مىفرمايد : « آن دو هرگز از هم جدا نخواهد شد تا كنار حوض كوثر نزد من آيند . . . » منطبق بر ائمّهء سادات است نه ديگران .
ابن حجر مكّى در الصواعق المحرقه مىنويسد :
فأهل البيت منهم أولى منهم بذلك لأنّهم امتازوا عنهم بخصوصيّات لا يشاركهم فيه بقيّة قريش . . . ثمّ أحق من يتمسّك به منهم إمامهم وعالمهم علي بن أبي طالب كرم اللَّه وجهه . . .
وكذلك خصّه صلى اللَّه عليه وآله بما مرّ يوم غدير خم ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . نوادر الاصول : 69 ، به نقل از نفحات الأزهار : 2 / 341 .
( 2 ) . الصواعق المحرقه : 2 / 442 - 443 .