اگر كتابى صد هزار تومان ارزش داشته باشد و انسان بخواهد به كسى امانت بدهد ، آيا همان فردى كه در حدّ هزار تومان مورد اطمينان است لياقت دارد كه كتاب صد هزار تومانى را به او به امانت بدهد ، يا نه ؟
حال اگر فرض كنيد كه كتاب نفيس خطّى به ارزش يك ميليون تومان باشد ، بايد فردى باشد كه ظرفيّت امانتدارى چنين شىء نفيس را داشته باشد و انسان به طور طبيعى چنين اثرى را به فردى كه ظرفيّت هزار تومانى دارد ، نمىسپارد .
ناموس انسان عزيزترين اشيا نزد اوست و انسان چه قدر در مورد آن حسّاس است . در زمانهاى قديم كه مسافرتهاى طولانى انجام مىشد و امنيّت آن چنانى در شهرها نبود ؛ براى اين كه با خيال راحت مسافرت كنند ، خانوادهء خود را به نزد افراد مطمئن مىسپردند .
آرى ، انسان وقتى مىخواهد چيزى را در جايى به امانت بسپارد ، به تناسب جايگاه و ارزش آن ، ملاحظات ، رعايتها و دقّتهايى انجام مىدهد .
با اين مقدّمه مىخواهيم بدانيم كه ائمّه عليهم السلام چگونه امناى خدا شدند و آن بزرگواران را در همهء جهان هستى ، هر چه كه عنوان شىء بر آن اطلاق مىشود چنان كه در روايت نيز آمده است ، « 1 » امين خود قرار مىدهد .
ائمّه عليهم السلام داراى چه حالات و صفاتى بودند كه اين گونه مورد اعتماد خداوند متعال قرار گرفتند ؛ آن هم در چنين اشياى نفيسى كه همان وجود و متعلّقات و متفرّعات آن و اسرار الهى و حقايق معنوى است .
وحى ، قرآن مجيد ، شريعت اسلام ، معارف دينى و ديگر امور معنوى و از جهت مادّى نيز همهء كائنات ، امانت الهى هستند كه به دست ائمّه عليهم السلام سپرده شدهاند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : بصائر الدرجات : 219 ، باب انّهم أمناء اللَّه على خلقه . . . .