بيگانگان مستور . در غير اين صورت ، به آن جا بيت اطلاق نمىشود .
اگر دقت كنيم مىبينيم كه در معناى اين لفظ استقرار داشتن هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى لحاظ شده است ؛ آن سان كه انسان در اتاق از نظر جسمى و روحى آرامش دارد و از بيگانگان ، غارتگران ، دشمنان و حيوانات مصون و محفوظ است .
از همين روى واژهء « بيت » بر امور معنوى نيز صدق مىكند . گاهى مىگويند :
فلانى از بيت علم و تقواست . مراد استقراريّت علم و تقوا در آن جاست و گرنه علم و تقوا جايى را پر نمىكند تا بگوييم مكان لازم دارد ؛ از اين رو معناى روايتى كه مىفرمايند : « ونحن بيت اللَّه ؛ « 1 » ما خانهء خدا هستيم » روشن مىشود .
در ادامه همان روايت آمده است :
نحن . . . بيت الرحمة ؛ « 2 »
ما . . . بيت رحمت هستيم .
اين نيز به همان معنايى است كه بيان شد و در همين زيارت جامعه خواهيم خواند كه از ائمّه عليهم السلام به « معدن رحمت » تعبير شده كه نكتهاى دارد .
با توجّه به اين مقدّمه ، اگر مىگوييم ائمّه عليهم السلام بيت نبوّت هستند ؛ يعنى حقايق ، اسرار و مطالب ويژهاى كه به افراد ديگر بيان نشده ؛ چرا كه استعداد و تحمّل آنها را ندارند ، در وجود ائمّه عليهم السلام است .
حديثهاى بسيارى در كتابهاى شيعه و سنّى نقل شده كه پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه وآله جلسههاى ويژهاى با امير مؤمنان على عليه السلام داشتند كه به طور كلّى هيچ كسى در آن جا نبوده و حضرتش مطالبى را به حضرت على عليه السلام بيان مىداشتهاند كه به احدى نگفتهاند و شريكى در آن مطالب و جلسات نداشتهاند .
هامش
( 1 ) . مستدرك سفينة البحار ، به نقل از تفسير فرات كوفى : 451 .
( 2 ) . همان .