العلم منهم المطّلعون على سيرته الواقفون على طريقته ، العارفون بحكمه وحكمته . وبهذا يصلح أنْ يكونوا مقابلًا لكتاب اللَّه سبحانه كما قال : « وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ » ؛ « 1 »
به نظر مىرسد كه در بيشتر موارد افراد خانه دربارهء صاحب خانه از همه آگاهترند ؛ پس منظور از آنان همان آگاهان از سيره و روش پيامبر و طريقت او هستند ؛ به حكم و حكمت او آگاه و عارف و با اين آگاهى شايستهاند كه در برابر كتاب خدا باشند ، آن جا كه مىفرمايد « و كتاب و حكمت را به آنان آموخت » .
نظام الدين نيشابورى نيز در تفسير آيهء مباركهء « وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَفيكُمْ رَسُولُهُ » ؛ « 2 » « چگونه كفر مىورزيد با اين كه آيات خدا براى شما خوانده مىشود و پيامبر او در بين شماست » ، مىگويد :
وأمّا النبي ، فإنّه وإنْ كان مضى إلى رحمة اللَّه في الظاهر ، و لكن نور سرّه باقٍ بين المؤمنين فكأنّه باق ، على أن عترته ورثته يقومون مقامه بحسب الظاهر أيضاً ، . . . ولهذا قال : « إنّي تارك فيكم الثقلين : كتاب اللَّه وعترتي أهل بيتي » ؛ « 3 »
گرچه پيامبر صلى اللَّه عليه وآله در ظاهر به رحمت خدا پيوست ؛ ولى نور سرّ او در ميان مؤمنان باقى است ؛ آن چنان كه گويى حضرتش در اين عالم وجود دارد ، علاوه بر اين كه عترت او كه وارثان او هستند در اين عالم قائم مقام او مىباشند و از اين رو فرمود : « من دو چيز گرانبها بين شما مىگذارم : كتاب خدا و عترت و اهل بيتم » .
وجه دوم . به نظر مىرسد كه ائمّهء اطهار عليهم السلام و اهل بيت پيامبر اكرم ، قوام وجود انبيا بودهاند . نبوّت آنان ، از آغاز به وجود اهل بيت عليهم السلام كه خلقت آنان قبل
هامش
( 1 ) . المرقاة في شرح المشكاة : 5 / 600 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) : آيهء 101 .
( 3 ) . تفسير غرائب القرآن ورغائب الفرقان : 2 / 221 .