وأمّا فضل أصحاب الكساء فلا شكّ في دلالة الآية على ذلك ، ولهذا ضمّهم إلى نفسه ، بل قدّمهم في الذكر ؛ « 1 »
هر يك از ما و شما فرزندان و زنانشان را فرا خوانَد و خودش به همراه كسى كه مانند خودش است براى مباهله بيايد . از شركت شخص پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم به قرينهء بيان نفس در آيه و احضار كسانى كه از جان عزيرترند و شركت كسى كه به منزلهء نفس پيامبر است به قرينهء اينكه انسان خود را دعوت نمىكند ، روشن مىگردد . . . .
و در آيه دلالت وجود دارد بر اينكه صحيح است به حسن و حسين عليهما السلام - كه فرزندان دختر پيامبرند - گفته شود آن دو ( بزرگوار ) فرزندان رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم هستند ، چرا كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم وعده داد كه فرزندانش را براى مباهله فرا خواند ، به همين روى با آن دو ( بزرگوار ) آمد .
و به تحقيق شيعه از گذشته تا به امروز براى اثبات افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام از ساير صحابه به اين آيه تمسك مىجويد ؛ زيرا آيه دلالت دارد بر اينكه نفس على عليه السلام مثل نفس محمّد صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم است ، مگر آنچه با دليل تخصيص خورده باشد .
در رى مردى است كه به او محمود بن حسن حمصّى گفته مىشود . وى از متكلّمان شيعهء اثناعشرى است و معتقد است كه على عليه السلام از ساير پيامبران غير از محمّد صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم با فضيلتتر است . او مىگويد : « مدّعاى دليل آن است كه مراد از « وَأَنْفُسَنا » در آيه ، خود محمّد صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم نيست ، زيرا انسان خودش خويشتن را دعوت نمىكند . پس مراد كسى غير از خود ايشان است و اجماع وجود دارد بر اينكه آن غير ، على بن ابى طالب [ عليهما السلام ] است . . . » .
هامش
( 1 ) . تفسير النيسابوري : 2 / 276 - 277 .