تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
در پاسخ او مىگوييم : چنان‌چه بين مسلمانان بر افضليت محمّد صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم از ساير انبياء اجماع وجود دارد ، هم‌چنين - قبل از آمدن اين مرد ( حمصى رازى ) ، اجماع بر افضليت پيامبر از غير پيامبر وجود دارد . هم‌چنين است اجماع همگان بر اين‌كه على عليه السلام پيامبر نبود . . . . و اما دربارهء فضليت و برترى اصحاب كساء بايد گفت كه در دلالت آيه بر آن شكى نيست و بر همين اساس است كه پيامبر ايشان را به نفس خويش ضميمه كرده و بلكه ذكر ايشان را مقدم داشته است .

بررسى كلام مرحوم حمصى رازى

استدلال مرحوم حمصى دو مقدمه دارد : نخست اين‌كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم از همهء انبياء افضل است . اين مقدمه از ضروريات دين است و احدى نمىتواند در آن مناقشه كند . مقدمه دوم اين‌كه على عليه السلام در همهء كمالات با رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم مساوى است . فخر رازى اين مقدمه را نيز پذيرفته و ساير سنيان هم نتوانسته‌اند به طور جدى به اين مطلب اشكال كنند . اين دو مقدمه با اين كبرا كه مساوىِ افضل ، افضل است ، به طور قهرى اين نتيجه را به دست مىدهد كه اميرالمؤمنين عليه السلام از ساير انبياء - جز پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - افضل است . پس استدلال مرحوم حمصى بر افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام از جميع پيامبران پيشين تمام و غير قابل مناقشه است . اما فخر رازى نمىتواند اين حقيقت را بپذيرد ؛ چرا كه پذيرش آن به معناى قبول امامت و ولايت الاهى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام خواهد بود . فخر رازى نه در مقدمات استدلال و نه در ترتّب نتيجه بر آن دو مقدمه مناقشه نكرده و البته بر طبق مبناى علمى نمىتواند مناقشه كند ، از همين رو مدّعى مىشود
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 397 | السيد علي الحسيني الميلاني