تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
دهلوى با توجه به اين حقيقت ، به عنوان آخرين اشكال مىگويد : « اگر آيه دليل بر امامت باشد ، لازم مىآيد اميرالمؤمنين عليه السلام در حيات رسول خدا صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم امام باشد و اين به اتفاق باطل است » . در پاسخ مىگوييم كه اولًا بحث ما بر سر جانشينى رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم است ، و ثانياً هيچ اشكالى ندارد كه اميرالمومنين عليه السلام در عصر حيات پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم مقام آمريت و اولويت در تصرف داشته باشد ؛ زيرا چنان‌كه آمريت و حق تصرف رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم در طول سلطنت الاهى و حاكميت على الإطلاق خداوند است ، رسول او نيز مأذون به آمريت است و پيامبر هرگز بر خلاف امر خداوند دستورى نمىدهد . همين گونه است ولايت و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام كه ولايت ايشان نيز به تبع پيامبر در طول ولايت خدا و رسول است و اميرالمؤمنين هرگز بدون اذن پروردگار و بر خلاف دستور خدا و رسولش امر نمىكند تا اين اشكال پديد آيد كه افزون بر آن‌كه اولويت در تصرف امرى است و اعمال و انجام آن امرى ديگر . به عبارت ديگر اميرالمؤمنين در حيات رسول خدا داراى مقام امامت و آمريت است ، امّا داشتن اين مقام بدان معنا نيست كه آن حضرت با حضور پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم اعمال ولايت كند . پس اثبات ولايت براى اميرالمؤمنين عليه السلام در حيات رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم كاملًا صحيح است و هرگز دليلى بر بطلان آن وجود ندارد و معلوم نيست ادعاى دهلوى مبنى بر بطلان اجماع علماء بر عدم وجود دو ولى در يك زمان ، بر چه اساسى بنا شده است ؟

مناقشات آلوسى

آلوسى نيز بدون هيچ زياده و نقصانى كلام دهلوى را در ذيل اين آيه تكرار كرده است كه به دليل بررسى و ردّ كامل مناقشات دهلوى ، از پرداختن به كلام آلوسى خوددارى مىكنيم .