اميرالمؤمنين عليه السلام را به عنوان نفس خويش دعوت كرد ، در آن سو مراد از نفس نجرانيان چه كسى است ؟ و چون نصرانيان كسى را به عنوان « نفس » براى مباهله با خود نياوردند ، معلوم مىشود مراد از « نفس » شخص معينى نيست .
اما اين اشكال به قدرى سست و بىاساس است كه نيازى به پاسخ ندارد . در تاريخ مسلم است كه هيأت نجرانى حاضر به مباهله نشدند . بنابراين نه فرزندانشان را آوردند و نه زنانشان را و حتى اگر مراد از « انفس » خودشان باشند ، باز هم اشكال باقى خواهد بود ، چرا كه خود آنان نيز در مباهله شركت نكردند . پس عدم شركت كسى به عنوان « نفس » به جهت انصراف آنها از مباهله بود و به اين بهانه نمىتوان منكر اين واقعيت شد كه مراد خداوند از « نفس پيامبر » در آيه مباهله حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است .
همين طور نمىتوان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را مصداق « ابناءنا » در آيه دانست ؛ زيرا اين نيز ادعايى بدون دليل است و اگر دهلوى به بهانه اين كه كسى با عنوان « نفس » از هيأت نجران در مباهله شركت نكرد ، از اين رو « نفس پيامبر » بودن اميرالمؤمنين عليه السلام را انكار مىكند ، درباره مدّعاى او نيز به دليل عدم شركت كسانى به عنوان فرزندان نصرانيان در مباهله ، نمىتوان مصداقى براى فرزندان پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم يافت و حال آنكه بسيارى از عالمان بزرگ سنى معترفند كه مراد خداوند از « أبناءنا » حسنين عليهما السلام ، و مراد از « أنفسنا » حضرت اميرالمؤمين عليه السلام است و با اين حساب خود دهلوى نيز در زمرهء ناصبيانى قرار مىگيرد كه مدّعى مخالفت اهل سنت با آنان است .
در خور توجه است كه تلاش دهلوى براى نفى دلالت آيه بر « نفس پيامبر » بودن اميرالمؤمنين عليه السلام - على رغم وجود نصوص فراوان در اين باره - به جهت
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 380
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٨٠