دهلوى ابتدا استدلال شيعه را تقرير مىكند و مدّعى مىشود كه در كلام بسيارى از شيعيان ، وجه استدلال آنها به اين روشنى بيان نشده است ، و حال آنكه با مراجعه به كتب كلامى شيعه و بيان استدلال توسط عالمان شيعى از شيخ مفيد ، سيد مرتضى و علامهء حلّى تا به امروز ، دروغ بودن ادعاى دهلوى روشن مىشود و معلوم مىگردد كه وى عبارت را عيناً از كتب شيعه گرفته و آن را به خود نسبت مىدهد !
وى همچنين ادعا مىكند كه تمسّك به آيه مباهله يكى از دلايل اهل سنت در برابر نواصب است . از نظر او ناصبيان منكر فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام هستند ، اما سنيان در برابر آنها به دفاع از مقام اهل بيت عليهم السلام مىپردازند و از آن جمله با استناد به آيه مباهله ، براى اميرالمؤمنين عليه السلام فضيلتى اثبات مىكنند !
دهلوى مىگويد به همراه بردن اهل بيت عليهم السلام توسط پيامبر و تخصيص دعوت به ايشان مرجّح مىخواهد و آن از دو حال خارج نيست : يا اينكه اهل بيت علهيم السلام نزد پيامبر عزيز بودند و پيامبر به جهت اعتماد بر صدق نبوت خود آنها را با خود همراه كرده است ؛ و يا اينكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم اهل بيت عليهم السلام را جهت استعانت براى دعا عليه اهل نجران فرا خوانده است .
وى مىگويد : « مختار اكثر اهل سنت و برخى از شيعيان وجه نخست است و اكثر شيعيان به وجه دوم استدلال مىكنند » . سپس دهلوى شيطنت كرده و اشكال نواصب را به تفصيل مطرح ساخته ، اما از پاسخ آن طفره مىرود . البته آنچه راوى به نواصب نسبت مىدهد در كلام ابن تيميه و ابن روزبهان آمده است و ما پاسخ آن را بيان كرديم .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 378
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٧٨