فتعيّن عليّ رضي اللَّه عنه . وكونه تعيّن للمباهلة ، إذ ليس في الأقارب من يقوم مقامه ؛
پس على [ عليه السلام ] براى مباهله متعيّن شد و متعيّن شدن ايشان براى مباهله ، بدان جهت بود كه در ميان نزديكان پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم كسى كه چنان مقامى داشته باشد وجود نداشت .
و بالاخره وى به ناچار تصريح مىكند كه :
بل له بالمباهلة نوع فضيلة ؛
بلكه مباهله براى وى نوعى فضيلت برترى بود .
اگر چنين است ، پس لزوماً در مباهله بايد شخص مباهله كننده داراى مقامى باشد كه به واسطهء آن از ديگران ممتاز گردد و آن را بر ديگران مقدم سازد كه اين مقام براى اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت شد ، به جهت آنكه خداوند به رسولش دستور داد از او به عنوان نفسش تعبير كند و مقصود ما از استدلال به آيه مباهله نيز همين بود .
پس با اثبات فضيلت براى اميرالمؤمنين عليه السلام ، مقصود ما حاصل مىگردد .
افزون بر آن ، شركت اهل بيت عليهم السلام در مباهله بدون ترديد شاهدى است بر صدق نبوت رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم ، چنان كه خداى تعالى در چند آيه از قرآن كريم به اين حقيقت اشاره كرده است . از جمله مىفرمايد :
« أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ » ؛ « 1 »
آيا كسى كه از جانب پروردگار دليل روشنى دارد و گواهى از او به دنبال آن است [ دروغ مىگويد ؟ ] .
هامش
( 1 ) . سوره هود : آيه 17 .