و در جاى ديگر مىفرمايد :
« إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْليهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ » ؛ « 1 »
[ زيانكاران ] كسانى هستند كه خودشان و اهلشان زيان ببينند .
در اين دو آيه ، « نفس » در مقابل « أهل » به كار رفته است ، پس نمىتوان گفت مراد از « نفس » خانواده و خويشاوندان نزديك فرد است . البته « نفس » در اين آيات به معناى حقيقى آن استعمال شده است ، اما در آيهء مباهله بر وجه مجاز دربارهء كسى به كار رفته كه به منزلهء خود پيامبر است و گفتيم در مجاز ، أقرب المجازات مقدم است و آن مساوات مىباشد ، در نتيجه على عليه السلام نفس پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم است و در كمالات با ايشان مساوى است .
اشكال سوم آن بود كه وى پس از انكار استعانت رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم از اهل بيت عليهم السلام براى دعا ، مىگويد : « دعوت از اهل بيت عليهم السلام صرفاً به جهت قرابت آنها با پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم بوده است » . وى مدّعى است كه استعانت براى دعا معنا ندارد ، زيرا دعاى رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم به تنهايى كفايت مىكند . اما اين ادعاى وى اجتهاد در مقابل نص است ؛ زيرا براساس روايات ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم از اهل بيت درخواست كردند كه به هنگام دعاى حضرتش ايشان آمين بگويند ، از همين رو اسقف نجران نيز اين حقيقت را درك كرد و به همين جهت گفت : « من چهرههايى را مىبينم كه اگر خداوند بخواهد كوهى را از جا بركَنَد ، آن را به واسطهء ايشان برمىكند » .
اشكال چهارم آن بود كه دعوت پيامبر از اهل بيت عليهم السلام به منظور اجابت دعاى آن حضرت نبود ، بلكه به جهت مقابله ميان اهل پيامبر با نصرانيان
هامش
( 1 ) . سوره زمر : آيه 15 ؛ سوره شورى : آيه 45 .