بود و مقصود از اين كار آن بود كه نصرانيان با كسانى بيايند كه نسبت به آنها دلسوزند .
اما - چنان كه دهلوى مىگويد - اين سخن كلام ناصبيان است و اهل سنت هرگز چنين ادعايى ندارند ، « 1 » افزون بر آن ابن تيميه نيز در اينجا دچار تناقض گويى شده است و كلام او اضطراب دارد ، زيرا اگر به كار بردن تعبير « نفس » صرفاً به جهت قرابت بود ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم نزديكان زيادى - اعم از مرد و زن - داشت كه در رأس آنها مىتوان از عباس و فرزندان او نام برد . همچنين رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم مىبايست عدهاى از بنوهاشم را فرا مىخواند . اين موضوع باعث شده تا ابن تيميه كلام خود را نقض و اعتراف كند كه افراد دعوت شده نسبت به ديگران مزيّت و خصوصيّت ويژهاى داشتهاند و دعوت اهل بيت عليهم السلام صرفاً به جهت قرابت ايشان نبوده است . همانطور كه اشاره شد ، وى دربارهء عدم دعوت از عباس مىگويد :
والعباس لم يكن من السابقين الأوّلين ولا كان له به اختصاص كعليّ .
وأمّا بنو عمّه فلم يكن فيهم مثل عليّ ؛
و عباس از پيشى گيرندگان نخستين [ به اسلام ] نبود و مانند على عليه السلام نزد پيامبر خصوصيت نداشت . اما در ميان عموزادگان پيامبر نيز كسى مانند على نبود .
چنان كه مىبينيم ، ابن تيميه در اين مقام مجبور شده است به برترى ديگرى غير از خويشاوندى اميرالمؤمنين عليه السلام اذعان و اعتراف كند و اين نقض كلام خود اوست كه مىگويد دعوت از اهل بيت عليهم السلام صرفاً به جهت مقابله اهل بيت با اهل نجران بوده است . وى در جاى ديگر مىگويد :
هامش
( 1 ) . تحفه اثناعشريه : 206 - 207 .