تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
قال : « لا » قال عمر : أنا هو ؟ قال : « لا » . ثمّ قال : « و لكن خاصف النعل « وكان أعطى عليّاً نعله يخصفها ؛ « 1 » همانا در ميان شما كسى است كه براساس تاويل قرآن مىجنگد ، چنان كه من بر تنزيل آن جنگيدم . آن‌گاه ابوبكر ، عمر و غير آن دو سرهاى خود را به طمع برافراشته بودند و هر يك مىگفتند : آن كس منم ؟ پيامبر فرمود : « خير » ، سپس فرمود : « آن شخص وصله كنندهء كفش است » . [ اين سخن پيامبر در حالى بود كه ] پيامبر كفشش را به على داده بود و ايشان آن را وصله مىزد . پس مساوى بودن اميرالمؤمنين عليه السلام با رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم در كمالات موضوعى است كه آيات قرآن و روايات رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم بر آن دلالت دارند . پس اگر خدا و رسولش چنين مىگويند ، آيا وظيفه ما غير از اطاعت و پيروى است ؟ اشكال دوم ابن تيميه آن است كه وى ادعا مىكند براساس لغت عرب ، واژهء « نفس » بر مساوات دلالت ندارد و مراد از آن در آيه كسى است كه به واسطه خويشاوندى با پيامبر ارتباط دارد . وى براى اثبات ادعاى خود به چند آيه از قرآن استناد مىكند . اما بايد از وى پرسيد آياتى كه در آن آيات ، « نفس » و « اقرباء » در مقابل هم به كار رفته‌اند را چگونه معنا مىكند . مثلًا خداى تعالى مىفرمايد : « قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْليكُمْ نارًا » ؛ « 2 » خود و خويشانتان را از آتش نگاه داريد .
هامش
( 1 ) . مسند أحمد : 3 / 33 ؛ سنن الترمذي : 5 / 298 ؛ المستدرك على الصحيحين : 2 / 138 ؛ مجمع الزوائد : 5 / 186 با اندكى اختلاف در عبارات . ( 2 ) . سوره تحريم : آيه 6 .