نشده و آگاه نگردد ! البته اگر حمل بر صحت كنيم ، بايد بگوييم ممكن است اين تحريف از سوى دست اندركاران نشر كتاب تفسير بحر المحيط صورت گرفته باشد ، اما انصاف آن است كه در ميان عالمان سنى حق ستيزان و نورگريزانى هستند كه در راستاى مبارزه با حقيقت دست به تحريف واقعيات مىزنند ، هر چند اين كار جنايتى بزرگ و قبيح شمرده مىشود ، اما تمسّك به اين تحريفات جهت توجيه غصب خلافت ، جنايتى عظيمتر و عملى قبيحتر از آنان است .
تحريف داستان مباهله و حديث غدير عملى بس ناجوانمردانه است ، اما تمسك امثال فخررازى به اين تحريفات و انكار حضور اميرالمؤمنين عليه السلام در حجّة الوداع و روز غدير بى شرمانهتر و زشتتر است . « 1 » بنابراين ، اين اشكالات قاضى عبدالجبار خود تأييد مدّعاى شيعيان مبنى بر افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام بود و در مقابل اين استدلال مطلبى وجود نداشت جز ادعاهاى مخالف با درك روشن عقل و به دور از انصاف .
اما اشكال سوم وى نيز صرفاً ادعايى واهى است . وى مىگويد فراخواندن اهل بيت عليهم السلام براى مباهله به جهت بيان فضل ايشان نبوده است ؛ بلكه به جهت خويشاوندى نزديك آنان با پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم بوده است .
اين مناقشهاى است كه اشاعره نيز بدان تكيه مىكنند كه خود حاكى از آن است كه اشاعره اين مطلب را از معتزليان اخذ كردهاند .
در پاسخ به اين ادعا بايد گفت كه اگر قصد پيامبر صرفاً دعوت از خويشاوندان نزديك خود بوده است نه بيان فضل اهل بيت عليهم السلام ، به يقين مىبايست
هامش
( 1 ) . فخر رازى در مناقشه بر دلالت حديث غدير ، حضور اميرالمؤمنين عليه السلام را در حجة الوداع انكار مىكند ! كه در جايگاه خود به بحث پيرامون آن خواهيم پرداخت .