تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
و نيز فراز « وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ » نيز بر همين مدّعا دلالت دارد ، زيرا پيامبر نزديك‌ترين نزديكانش را اراده كرده است ، چنان كه درباره مردى كه در نَسَب به قومش نزديك باشد گفته مىشود « او از نفس آنان است » . از طرفى دلالت آن بر جايگاه نزديك او در نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم و شدت محبت پيامبر به ايشان و نيز فضل حضرتش انكار نمىشود ؛ اما دلالت اين آيه بر افضليت و يا امامت او را انكار مىكنيم . حاصل تلاش نافرجام قاضى عبدالجبار سه شبهه و اشكال است : نخست اين‌كه امامت لزوماً به افضل نمىرسد و اين مقام براى غير افضل نيز ثابت و دست يافتنى است . دوم اين‌كه بر اساس برخى نقل‌ها ، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در مباهله شركت نداشته است . سوم اين‌كه فراخواندن اهل بيت عليهم السلام به منظور بيان فضل ايشان نبوده است ، بلكه به جهت نزديكى و خويشاوندى آنان بوده است .

بررسى اشكال‌ها

بررسى اشكال نخست : اين اشكال در حقيقت به معناى تسليم شدن آنان در برابر استدلال شيعيان به آيه بر افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام است ، اما اين سخن وى كه با وجود افضل امامت براى غير افضل نيز دست يافتنى است ، توجيهى است غيرقابل قبول ، زيرا اين استدلال هرگز در نزد عقلاء پذيرفته نيست و هيچ عاقلى با وجود افضل به امامت مفضول راضى نمىشود . بنابراين روشن است كه اين‌گونه سخنان صرفاً جهت توجيه ماوقع مطرح مىشود و فاقد هر گونه پشتوانهء عقلى و