تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
الحمق الخزاعى . . . وابن النباع . قال : فدخلت عليهم وهم في خباء لهم أربعتهم ورأيت الناس لهم تبعا . قال : فعظمت حقّ عثمان ، و ما في رقابهم من البيعة ، وخوّفتهم بالفتنة وأعلمتهم أنّ في قتله إختلافا وأمراً عظيما ؛ « 1 » يحيى بن عبدالعزيز ، از جعفر بن محمود ، از محمّد بن مسلمه حديث كرده‌اند كه گفت : با تعدادى از قوم خود به سوى مصريان خارج شدم در حالى كه سران آن‌ها چهار نفر بودند ؛ يعنى عبدالرحمن ابن عديس بلوى ، سودان بن حمران مرادى ، عمرو بن حمق خزاعى . . . وابن النباع . [ محمّد بن مسلمه ] گويد : بر آنان وارد شدم در حالى كه هر چهار نفر آن‌ها در چادرشان بودند و ديدم مردم نيز آنان را همراهى مىكردند . بزرگى حق عثمان و بيعتى را كه به گردن آن‌ها بود يادآور شدم و آن‌ها را از فتنه بيم دادم و از اختلاف بزرگى كه بعد از قتل او رخ مىداد آگاهشان ساختم . ذهبى نيز در اين باره مىنويسد : فخرج أهل مصر في أربعمائة ، وأمراؤهم عبدالرحمن بن عديس البلوى و . . . ؛ « 2 » اهل مصر با چهار نفر [ براى قتل عثمان ] خارج شدند كه فرماندهان آن‌ها عبدالرحمن بن عديس بلوى و . . . بودند . بنابراين هرگز نمىتوان گفت همهء صحابه مقامى و الا و عصمت گونه داشته‌اند ، زيرا موجبهء جزئيه نقيض سالبهء كلّيه است و روشن شد كه - به اعتراف اهل سنت - در ميان اهل بدر و اهل بيعت شجره ، كسانى بوده‌اند كه مرتكب كبيره نيز شده‌اند . اما دربارهء اهل بيت عليهم السلام دلائل قطعى و روشنى بر عصمت ايشان
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبري : 3 / 405 . ( 2 ) . تاريخ الإسلام : 3 / 438 .