گذشت - در جنگ بدر حضور داشت . همانا پيامبر حاطب را عقاب نكرد و او را از خود نراند و عذر او را در اين باره به اين جهت پذيرفت كه وى به خاطر ترس از خانواده و فرزندان مجبور بود كاتب قريش باشد تا نزد آنان جايگاهى بيابد . پس اين عذر وى غير از تخلّف كعب و همراهش بود ، زيرا آنان اساساً هيچ عذرى نداشتند .
و خداوند آگاهتر است .
يكى ديگر از شواهدى كه براى مدح صحابه به آن استدلال مىكنند ، آيهء دهم سورهء فتح است كه دربارهء بيعت شجره و يا رضوان نازل شده است .
خداى تعالى مىفرمايد :
« إِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ » ؛ « 1 »
( اى رسول خدا ) ، كسانى كه با تو بيعت مىكنند ، به حقيقت با خدا بيعت مىكنند ، چرا كه دست خدا بالاى دست آنهاست .
اهل تسنن گاه با استدلال و استشهاد به اين آيات و روايات ، مقام صحابه را در حد عصمت بالا مىبرند و شخصيتى از آنها مىسازند كه هيچ انتقادى به آنان پذيرفته نمىشود . اما واقعيات تاريخى خلاف ادعاى آنان است . به عنوان نمونه « عبدالرحمان بن عديس بلوى » يكى از كسانى است كه در بيعت شجره با رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم بيعت كرد ، اما همو يكى از سران مقاتله با عثمان بود و در قتل وى دست داشت . طبرى به نقل از واقدى مىنويسد :
أنّ يحيى بن عبدالعزيز حدّثه عن جعفر بن محمود ، عن محمّد بن مسلمة ، قال : خرجت في نفر من قومي إلى المصرييّن وكان رؤساؤهم أربعة ، عبدالرحمن بن عديس البلوى وسودان بن حمران المرادي وعمرو بن
هامش
( 1 ) . سوره فتح : آيه 10 .