وجود دارد . بر اين اساس روشن مىشود كه در اين آيه ارادهء تكوينى خداوند بر دفع پليدى از اهل بيت مورد نظر است ، نه اراده و خواست تشريعى او كه عموم مكلّفين را شامل مىشود . پس گفتار ابن تيميه مخالف صريح آيهء شريفه است .
همچنين براساس روايات فراوان و صحيح ، آيهء مبارك تطهير پيش از دعاى رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم نازل شده است و خداوند در ابتدا از ارادهء خود بر دفع پليدى و تطهير اهل بيت عليهم السلام خبر داده است و پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم نيز پس از نزول آيه ، در حديث شريف كساء به مصداق « اهل بيت » مىپردازند و برپايهء فرمايش رسول خدا ، مصداق اهل بيت فقط عترت عليهم السلام هستند نه غير آنها .
افزون بر آنكه خود ابن تيميه از نزول آيهء تطهير درباره اهل بيت به « هذه الفضيلة » تعبير مىكند و آن را فضيلت مىشمارد ، از اين رو با اين اشكال ، گفتار خود مبنى بر عدم فضيلت اين آيه و حديث را نقض مىكند . همچنين اين گفته وى با سخن صحابهاى همچون سعد بن ابى وقاص ، واثلة بن اسقع و امّ سلمه معارض است ؛ زيرا - چنان كه پيشتر بيان شد - اين اشخاص نزول آيه تطهير و صدور حديث كساء را فضيلت و برترى بزرگى براى اهل بيت مىدانستند .
اين سخن ابن تيميه با عالمان اهل سنّت همچون ابن كثير نيز منافات دارد كه از اختصاص آيه به اهل بيت با تعابيرى همچون « هذه النعمة » ، هذه الغنيمة » ، « هذه الرحمة العميمة » ، « هذه المزيّة » و « هذه المرتبة العليا » ياد مىكند و آن را فضيلتى ارزشمند مىداند .
پاسخ ديگر به اشكال دوم ابن تيميه آن است كه اگر بپذيريم حديث كساء صرفاً بيانگر دعاى پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم براى پرهيزكار شدن اهل بيت است ،
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٠٢