شدهاند انجام دهند و آنچه را كه از آن نهى شدهاند ترك كنند و اين فضيلت محسوب نمىشود تا به واسطهء آن ، شخص مستحق امامت گردد .
اشكال سوم : اگر پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم براساس آيه تطهير براى پرهيزكار شدن اهل بيت دعا كرده است ، در مقابل آن خداوند از أتقى بودن ابوبكر خبر داده است . پس ابوبكر افضل از اميرالمؤمنين عليه السلام است .
اشكال چهارم : پيشى گيرندگان نخستين از مهاجران و انصار نيز فضيلت بيشترى نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام دارند ؛ زيرا خداوند در قرآن از رضايت خود نسبت به آنها و رضايت آنان از خداو بهشتى بودن آنها خبر داده است و اين فضيلت به دست نمىآيد مگر با ترك امور نهى شده و انجام امورى كه به آن امر شدهاند و اين همان دفع پليدى از آنان و پاك شدنشان از گناهان است كه بخشى از اوصاف ايشان به شمار مىآيد ، در حالى كه دعاى پيامبر براى دفع پليدى از اهل بيت تمام فضيلت ايشان است !
اشكال پنجم : اگر دعا براى دفع پليدى فضيلت اهل بيت به شمار مىآيد ، در مقابل پيامبر براى مغفرت و بهشتى شدن گروههاى زيادى دعا كرده است كه ارزش آن از دعا براى قرار گرفتن در زمرهء نيكان بسيار بالاتر است . بنابراين ، آيهء تطهير و حديث كساء فضيلت بزرگى به شمار نمىآيد و مضمون آنها چيزى نيست جز دعا براى كمك كردن خدا به اهل بيت براى انجام واجبات و ترك محرمات تا مستحقّ ذمّ و عقاب نگردند !
پاسخ به مناقشات ابن تيميه
اشكال نخست : وى كه مىگويد آيه تطهير و حديث كساء از خصائص اميرالمؤمنين عليه السلام نيست ، هرگز خدشهاى به استدلال شيعه وارد نمىكند ؛ زيرا