احدى ادعا نكرده كه اين آيه اختصاص به اميرالمؤمنين عليه السلام دارد ، بلكه شيعيان آن را از اختصاصات و فضائل اهل بيت عليهم السلام مىدانند و اساساً اين موضوع محل نزاع نيست .
وجه استدلال به آيه تطهير اين گونه است كه آيه بر أفضليت و عصمت اهل بيت عليهم السلام دلالت دارد و اميرالمؤمنين عليه السلام نيز يكى از اهل بيت هستند ؛ پس آيه بر عصمت و افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز دلالت دارد . از سوى ديگر ابوبكر قطعاً از اين فضيلت و عصمت هيچ بهرهاى ندارد و چون نزاع بر سر خلافت اميرالمؤمنين على عليه السلام و ابوبكر است ، به حكم اين آيه اميرالمؤمنين عليه السلام استحقاق امامت را دارد و ابوبكر شايستهء اين مقام نخواهد بود .
به عبارت ديگر از ميان دو نفر كه يكى معصوم است و ديگرى فاقد عصمت ، به يقين كسى براى امامت شايستگى دارد كه معصوم باشد . افزون بر آنكه شرط بودن عصمت براى امامت غير از آن است كه بگوئيم هر معصومى امام است ؛ بنابراين نمىتوان گفت كه چون حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها به حكم اين آيه عصمت دارد ، ولى زنان براى امامت صلاحيت ندارند ، پس عصمت از شروط امامت نيست .
با اين بيان اينگونه استدلال كردن مغالطهاى آشكار است .
اشكال دوم ابن تيميه آن است كه حديث كساء صرفاً بيانگر دعاى رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم براى اهل بيت است و فضيلت شمرده نمىشود ؛ زيرا همه موظفند كه پليدى را از خود دور سازند و خود را پاك كنند و پيامبر نيز دعا فرموده است كه خداوند اهل بيت را به اين كار موفّق بدارد .
چنان كه پيش از اين گفتيم ، « انّما » در اين آيه بر حصر دلالت دارد . همچنين تقدم جار و مجرور بر اهل بيت افادهء حصر مىكند و البته قرائن ديگرى نيز بر حصر
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٠١