اما اين نويسنده نيز تعصب و غرضورزى خود را به شكل ديگرى نشان داده و از ميان روايات فراوانِ صريح و صحيح در اين زمينه ، دست به گزينش غير علمى زده و تنها سه روايت مشكل دار را به عنوان مستند شيعيان مطرح ساخته است .
نخستين روايت ، حديث مرسلهاى است كه از عطاء بن ابى رباح نقل شده است .
وى پس از نقل اين حديث مىنويسد :
استدلال به اين حديث صحيح نيست ، چرا كه شيخ عطاء بن ابى رباح مجهول است .
توجه به شيوهء ورود اين شخص به بحث ، به روشنى بى انصافى و تعصب وى را آشكار مىسازد ، چرا كه روايات فراوانى در اين زمينه وجود دارد كه هيچ خدشهاى به سند آنها وارد نيست و محتوا و دلالت آنها نيز روشن است و مطرح ساختن اين روايت در آغاز بحث ، نشانهء غرضورزى است . افزون بر آنكه همين روايت نيز از جهت سندى صحيح است و پيش از اين ضمن بررسى شخصيت و شرح حال عطاء بن ابى رباح ، روايت وى را نيز تصحيح كرديم .
حديث دومى كه وى در مقام بيان مدّعاى شيعه گزينش كرده ، حديث مشابهى است كه احمد بن حنبل از امّ سلمه نقل مىكند كه گفت :
. . . فقال : « أللّهمَّ إليك لا إلى النار أنا وأهل بيتي » . قالت : فقلت : وأنا يا رسول اللَّه ؟ فقال : « وأنت » ؛ « 1 »
. . . پيامبر عرضه داشت : « بارالها ! من و اهل بيتم را به سوى خود ببر ، نه به سوى آتش » . امّ سلمه گويد : عرض كردم : من نيز ، يا رسول اللَّه ؟ پيامبر فرمود : « و تو نيز » .
و حديث سوم ، حديثى است كه شهر بن حوشب از امّ سلمه نقل مىكند و در آخر آن آمده است :
هامش
( 1 ) . مسند أحمد : 6 / 296 و 305 .