بين دو نفر جنگى رخ دهد و بيش از بيست هزار نفر كشته شوند ، امّا بين آنها عداوتى هم نباشد ؟ !
نكته ديگر اينكه نويسنده از يك سو ادعا مىكند همسران پيامبر در عنوان اهل بيت داخل هستند و از سوى ديگر سه عنوان « صحابه » ، « امّهات المؤمنين » و « آل البيت » را از هم جدا مىكند ! اين موضوع به روشنى از جدايى مسلّم عنوان « اهل بيت » با « امّهات المؤمنين » حكايت دارد و داخل كردن همسران پيامبر در عنوان « اهل بيت » از سر تعصب است . بى استحكامى در كلام اين نويسندهء متعصب و غير منصف به قدرى مشهود است كه بخش سوم كلام وى بخش نخست آن را نقض مىكند . وى در بخش نخست ادعا كرده بود كه حديث كساء دو سند دارد ، اما در هنگام بررسى متن حديث ، به اطلاع صحابه از آن اقرار مىكند و مىگويد :
لم يفهم الصحابة من هذه الآية والحديث إمامةً ولا عصمة وإلّا لبايعوا علياً ؛
صحابه از اين آيه و حديث ، امامت و عصمت را نفهميدند و در غير اين صورت با على عليه السلام بيعت مىكردند !
عبارت به روشنى بيانگر آن است كه از نظر نويسنده ، صحابه از حديث كساء و نزول آيهء تطهير دربارهء اهل بيت عليهم السلام آگاه بودند . حال سؤال اين است كه چرا نويسندهء ادعا مىكند على رغم اطلاع صحابه از حديث كساء ، چرا فقط دو سند براى آن وجود دارد و ديگران از روايت حديث نبوى خوددارى كردهاند ؟ !
و اما ادعاى دوم وى نيز كاملًا بىاساس و غير منطقى است ؛ چرا كه اگر قرار بود صحابه با استنباط امامت از حديث كساء با اميرالمؤمنين بيعت كنند و به همراه او بجنگند ، پس به چه دليل بيعت خود با اميرالمؤمنين عليه السلام را در روز غدير خم زير پا گذاشتند ؟
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٧٤