مىكند و از ابتدا مخاطبان خود را گمراه مىسازد . وى از ميان بيش از دوازده سند تنها به دو سند اشاره كرده و ده سند ديگر را ناديده گرفته است . آيا واقعاً شيوه و روش بحث علمى اين گونه است ؟ ! آيا كسى كه مدّعى دورى از تعصّب بوده و به دنبال حقيقت است ، اين گونه بحث مىكند ؟ !
نويسندهء ياد شده در ادامه به طرق اين اسانيد پرداخته است و مدّعى مىشود كه حديث عايشه به يك طريق و حديث امّ سلمه به پنج طريق نقل شده كه در اين ميان تنها حديث عايشه از حيث سند صحيح است و هر پنج طريق حديث امّ سلمه را مخدوش دانسته است ، در حالى كه حديث امّ سلمه ده الى پانزده طريق دارد و بيشتر اين طرق - به اعتراف عالمان سنى - صحيح هستند . از جمله طريق شهر بن حوشب كه نويسنده او را تضعيف كرده و در نتيجه سند آن را مخدوش دانسته است ؛ در حالى كه خود وى اعتراف مىكند كه دربارهء « شهر بن حوشب » هم تضعيف وجود دارد و هم توثيق ، اما بار ديگر تعصب خود را نمايان ساخته و مىگويد : « الراجح أنّه ضعيف » ! . آيا واقعاً اين ترجيح ، به غير از تعصب نويسنده دليل ديگرى دارد ؟ !
افزون بر اين پيشتر بيان شد كه ذهبى حديث كساء را از شهر بن حوشب نقل و آن را تصحيح مىكند . وى مىنويسد :
رواه الترمذي مختصراً ، وصحّحه من طريق الثوري ، عن زبيد ، عن شهر ابن حوشب ؛ « 1 »
ترمذى اين حديث را به اختصار روايت كرده و آن را از طريق ثورى ، از زبيد ، از شهر بن حوشب صحيح شمرده است .
هامش
( 1 ) . سير أعلام النبلاء : 10 / 347 ، ذيل شماره 84 .