طبرى نيز همين حديث را بدون هيچ گونه خدشه در سند آن از شهر بن حوشب و او نيز از امّ سلمه روايت مىكند . « 1 » ابن كثير نيز روايت طبرى را در تفسير خود آورده و در سند آن خدشه نكرده است . « 2 » پس اولًا : منحصر كردن اسانيد حديث كساء به دو سند صحيح نيست و يك عالم منصف بايد تمام اسانيد را بيان كند ، اما انكار اسانيد ديگر در ابتداى بحث خلاف انصاف ، صناعت علمى ، بحث بى طرفى و آزاد انديشى است .
ثانياً : منحصر كردن حديث صحيح به يك حديث از عايشه دروغى آشكارتر است و ما پيش از اين احاديث صحيح فراوانى در اين باره مطرح كرديم ، از جمله حديثى كه حاكم در مستدرك روايت كرده و دربارهء آن مىگويد :
هذا حديث صحيح على شرط البخاري ؛ « 3 »
اين حديث بر مبناى بخارى صحيح است .
ذهبى نيز اين حديث را بر مبناى مسلم صحيح مىداند . همچنين حاكم حديث ديگرى را از « واثلة بن اسقع » نقل مىكند و مىگويد :
هذا حديث صحيح على شرط الشيخين و لم يخرجاه ؛ « 4 »
اين حديث بر مبناى مسلم و بخارى صحيح است ، ولى آن دو اين حديث را نقل نكردهاند .
بنابراين ، اين گونه دروغپردازى ، انكار حقايق و دشمنى با اهل بيت عليهم السلام به روشنى بيانگر تعصب ، بى انصافى و بىعدالتى نويسنده است .
هامش
( 1 ) . تفسير الطبري : 22 / 9 - 10 .
( 2 ) . تفسير ابن كثير : 3 / 493 .
( 3 ) . المستدرك على الصحيحين : 3 / 146 .
( 4 ) . همان : 3 / 147 .