«
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ
- اعراض كردند ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم . » آيه اشارت دارد به سرعت تكذيب و سرعت كيفر . و اين دليل بر آن است كه تمدنشان ديرى نپاييده است يا بگوييم كه فرضا هم دير پاييده باشد خدا فاصلهء ميان تكذيب و جزاء را كوتاه كرده است . به عبارت ديگر هر چه هم زندگى كرده باشند در نزد خدا قليل و حقير است .
على بن ابراهيم گويد در جانب چپ و راست مزارعى بود كه از بس درختان انبوه بودند نور آفتاب به زمين نمىرسيد . چون معصيت كردند خداوند موشى را بر آن سدّ مأمور كرد گويند آن موش صخرههاى عظيم را كه مردان جا به جا نتوانستند نمود برمىكند و چون پر كاهى به اطراف پرتاب مىكرد . چون مردم چنان ديدند شهر را رها كردند و گريختند و موش هم چنان به كار كندن بود . به ناگاه سيل روان شد و شهر را در خود فرو برد . خانهها را ويران نمود و درختها را بركند .
«
وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
- دو بوستانشان را به دو بوستان بدل كرديم با ميوههاى تلخ و شور گز و اندكى سدر . » / 448 [ 17 ] خداوند تعالى علت اين حادثه را كفران نعمت آنان مىشمارد .
«
ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا
- آنها را كه ناسپاس بودند اين چنين جزا داديم . » كفران به خدا و نعمتهاى او ، «
وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ
- آيا ناسپاسان را مجازات مىكنيم . » از اين عبارت چنين بر مىآيد كه پاداش شامل هر كفران كنندهاى مىشود .
بدون اين كه به اين جماعت يا آن جماعت كه قرآن ذكر مىكند اختصاص داشته باشد . از سوى ديگر معلوم مىشود كه خدا براى بندگان خطاكار خود فرصتى قرار داده ، پس به مجرد خطا آنان را به عذاب گرفتار نمىكند مگر اين كه در گناه اصرار ورزند . « كفور » كه در متن آيه آمده صيغه مبالغه است يعنى كسى كه مكرر در