تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
هر چه مأمور شده‌اى به انجام رسان كه امروز روز خوشى من است ، زيرا سرورى جز ديدار خداوند خود نمىشناسم . ملك الموت جان او بگرفت و سليمان هم چنان بر عصاى خود تكيه داده بود . مردم و ديوان و هر كه و هر چه آن جا بود او را از دور مىديدند و مىپنداشتند كه زنده است . عاقبت ميانشان اختلاف افتاد . عده‌اى گفتند : چرا اين همه مدت از ايستادن خسته نمىشود . نه مىخورد و نه مىخوابد و نه مىآشامد مسلّما او خداى ماست بايد او را بپرستيم . گروه ديگرى گفتند كه سليمان ساحر است . چشم‌بند مىكند و چنان مىنمايد كه بر عصايش تكيه داده ولى آن چنان نيست . اما مؤمنان گفتند : سليمان پيامبر خداست و بندهء اوست خدا هر چه بخواهد در حق او كند . چون اختلاف بالا گرفت . خدا حشره‌اى از حشرات زمين را فرستاد تا عصايش را جويد و جسد سليمان بيفتاد . ديوها از آن حشره كه موريانه بود تشكر كردند . از اين رو محال است موريانه در جايى ديده شود كه آب و گل نباشد . اين است معنى آيه » . « 7 » [ 15 ] سپس قرآن مثل ديگرى مىزند و آن از تاريخ يمن است . كشورى با تمدنى و الا كه ناگهان از ميان رفت . قبل از مرگ طبيعىاش . و سبا كه در قرآن آمده است قبيله‌اى است كه در جانب جنوبى عربستان . سبا غرق نعمت بود ولى مردمش تكبر ورزيدند و شكر نعمت به جاى نياوردند . خدا نيز فرمان داد كه سدّش بشكند و همه چيز نابود شود . و قبيلهء سبا در زمين پراكنده گردد . چنان كه ضرب المثل شدند . / 446 «
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ
- مردم سبا را در مساكنشان عبرتى بود دو بوستان داشتند ، يكى از جانب راست و يكى از جانب چپ . » در اين جا بايد قدرى درنگ كرد . در آخر آيه حقيقتى است در خور توجه . و آن شناخت صاحب نعمت و سپاس او يعنى خدا . شكر نعمت سبب افزونى نعمت
هامش
( 7 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 324 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 357 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي