مكرر كفران كند .
بدين سان ، تمدن زراعى كه شعاع آن سراسر شبه جزيره را فرا گرفته بود - شبه جزيرهاى كه انسان وقتى در لابهلاى شاخههاى آويزان درختان ميوهاش راه مىرفت براى چيدن ميوهها لازم نبود زحمت زيادى به خود بدهد - از بين رفت و جاى آن را يك زندگى عقب مانده و واپسگرا گرفت .
[ 18 ] سوق عبارت قرآن ما را به تمدن سوم مىبرد . دربارهء قريههايى كه از يمن تا مكه و مدينه امتداد داشت سخن مىگويد كه كسى كه از يمن راه مىافتاد تا به حجاز رود همه در زير درختان ميوهدار راه مىسپرد ، آن قدر شاخههاى پر ميوه سر فرو داشته بودند كه براى چيدن آنها نيازى به كوشش و تلاش اندكى هم نبود . مردم از بزرگترين نعمتهاى خدا كه همانا امنيت است برخوردار بودند .
/ 449 «
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ
- ميان آنان . » يعنى مردم سبا كه از آنان صحبت بود ، «
وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها
- و قريههايى كه بركت داده بوديم . » يعنى مكه و حوالى آن ، «
قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ
- قريههايى آبادان و بر سر راه پديد آورديم . و منزلهاى برابر معنى كرديم . » شايد اين اشاره به نظام حكومتى آنها باشد كه در سايهء آن چنين سفرى مقدور مىبود . زيرا آن منطقه منطقهاى كوهستانى بود كه سفر در آن دشوار بود و چه بسا كوهها و درهها مسافران را نابود مىكردند .
«
سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ
- در آن راهها ايمن از گزند شبها و روزها سفر كنيد . » اين عبارت دو معنا را به ما مىفهماند : اول : گستردگى تمدن . چرا كه آدمى روزها و شبها در آن راه مىپيمايد . بنا بر اين ، تمدنى پهناور و گسترده بوده است .
دوم : امنيتى كه اين شهرها از آن برخوردار بودهاند . گفتنى است كه در آن