زمان و بويژه در اين منطقهاى كه قرآن از آن سخن مىگويد ، به علت وجود گروههاى راهزن و جانوران درنده ، امنيت به ندرت وجود داشت .
[ 19 ] ولى اينان اين نعمت و امنيت را رد كردند . به عبارت ديگر تمدن جديد را رد كردند و به شيوههاى گذشته گرايش يافتند كه نظام قبيلگى و تفرقه حاكم بود و روحيه فرديت و استبداد .
«
فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
- بر خويشتن ستم كردند و گفتند اى پروردگار منزلگاههاى ما را از هم دور گردان . » / 450 اينان با اين روحيه شبيه بنى اسراييل بودند كه در تمدن به جايى پيشرفت كردند كه بر ايشان من و سلوى از آسمان نازل مىشد . ولى آنان روزى آسمانى را رها كردند و باز به سنت غذايى قديم خويش گرايش يافتند و به موسى گفتند كه سير و پياز و عدس مىخواهند ، خداى تعالى آنان را به سبب اين روحيهء منفى عقب افتاده مذمت كرد و گفت : آيا مىخواهيد كه آنچه را برتر است به آنچه فروتر است بدل كنيد ؟ به شهرى بازگرديد كه در آن جا هر چه خواهيد به شما بدهند .
مقرر شد بر آنها خوارى و بيچارگى و با خشم خدا قرين شدند . خداى تعالى اين روحيه را توصيف مىكند كه صورتى است از ظلم ، ظلمى كه صاحب خود را به زيانمندى و فساد مىكشاند .
«
فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ
- ما نيز افسانهء روزگارشان گردانيديم . » آيه مباركه ما را به سرانجام اينان راه مىنمايد كه :
«
وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
- و سخت پراكندهشان كرديم . » آرى گرايشهاى خودپرستانه به واقعيت تلخ خود رسيد و شك نيست كه هر تمدنى با كوشش و رنج منظم جماعات مردم پديد مىآيد و چون روحيهء تجمع و اتحاد را از دست دادند به نابودى مىگرايد .
امام صادق ( ع ) در تفسير اين آيه فرمايد :
« اين قوم را قريههايى بود به هم پيوسته ، چنان كه يكديگر را توانستند ديد ؛ نهرهايشان جارى بود و اموالشان بسيار . پس نعمت خدا را كفران كردند و نعمتشان