/ 443
شرح آيات :
[ 14 ] خداى تعالى پيامبر خود سليمان را پس از مرگش هم چنان متكى بر عصايش برپاى نگهداشت تا ديوان را كه ادعا مىكردند كه علم غيب مىدانند رسوا سازد . و نيز براى بطلان اعتقاد رايج در آن عصر كه به جنيان و ديوان چنين گمان مىبردند . و همين اعتقاد در اعصار جاهلى فرهنگ جاهليت را تشكيل مىداد و به پرستش ديوان و جنيان انجاميده بود ، اين گونه مرگ سليمان تأثير بسزايى در نفى اين پندار داشت .
«
فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ
- چون حكم مرگ بر او رانديم حشرهاى از حشرات زمين مردم را بر مرگش آگاه كرد . » و آن حشره موريانه بود كه :
«
تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ
- عصايش را جويد . » يعنى عصايى را كه بر آن تكيه داده بود . تكيه كردن بر عصا دليل بيمارى نيست . چنان كه موسى هم با وجود آن قوت و توان نيز بر عصا تكيه مىكرد . و مىگفت كه : « اين عصاى من است بر آن تكيه مىكنم و براى گوسفندانم برگ مىريزم و مرا در آن فوايد ديگرى است » . « 6 » و چون موريانه عصا را جويد ، سليمان بر زمين افتاد .
«
فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ
- چون فرو افتاد ديوها دريافتند كه اگر علم غيب مىدانستند در آن عذاب خواركننده نمىماندند . » / 444 اين آيه را دو تفسير است :
يكى آن كه : پس از افتادن پيكر سليمان بر زمين ديوان به مرگ او آگاه
هامش
( 6 ) - طه / 18 .