و به اين سادگى مىخواهند از زير بار مسئوليت شانه خالى كنند ولى پروردگار جبار سخن تبديل نايافتنى خود را به رخشان مىكشد .
/ 422 «
بَلى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عالِمِ الْغَيْبِ
- بگو آرى ، به پروردگارم آن داناى غيب سوگند كه شما را خواهد آمد » .
چون در برابر پروردگارشان قرار گيرند خود اعتراف مىكنند كه كتاب پروردگارشان هر چيز كوچك يا بزرگى را در بر دارد .
«
لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
- به قدر ذرهاى ، يا كوچكتر از آن يا بزرگتر از آن در آسمانها و زمين از خدا پنهان نيست و هم در كتاب مبين آمده است . » [ 4 ] قرآن بيان مىدارد كه هدف از قيامت و در نتيجه هدف از به ياد داشتن مراقبت خداوندى بر اعمال بندگان جز براى اثبات عدالت شامل و كامل الهى نيست . خداوندى كه هيچ ذرهاى از اعمال بندگانش از نظر او پوشيده نمىماند .
«
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ
- تا كسانى را كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند پاداش دهد .
براى آنهاست آمرزش و روزى كرامند . » تا زمانى كه مسير مؤمن بر جادهء صلاح است هر چه گناهان او به سبب غفلتش اين راه را آشفته سازد ، خداى تعالى به غفران و آمرزش خود آن را جبران مىكند . و او را روزى خواهد داد از آن گونه كه هيچ چشمى همانندش را ديده و نه هيچ گوشى شنيده . و نه از خاطرى خطور كرده .
[ 5 ] موضع انسان در برابر آيات پروردگارش تسليم است و اين تسليم او را تا درجهء ديدار حق بالا مىبرد . در حالى كه موضع كافر ردّ و ترك است ولى انسان عاقل چگونه ممكن است كه حقيقتى چنان آشكار را رد و ترك نمايد . آيا چشم مىتواند نور خورشيد را انكار كند .
هرگز . . . همچنين آسان نيست كه انسان حقايق بزرگى را كه وحى الهى به آنها تذكر داده / 423 چون حقيقت مسئوليت را رد و ترك كند مگر با دشواريهاى بسيار . از