« الحكيم و الخبير » را مىيابيم و نيز سخنى است از جنبههاى مختلف انعكاسهاى آنها در زندگى و بدين گونه معارف الهيه و قرآنيه را به ذكر خدا آغاز مىكنيم و بدان به پايان مىبريم . در حديث آمده است : « سر آغاز دين شناخت خداست » . « 1 » / 419 بدين طريق معرفت مرتكز مىشود ، سپس از هم گشوده مىشود و بار ديگر باز مىگردد تا بار ديگر مرتكز شود . در آغاز مىشناسيم كه پروردگار ما حميد و حكيم و خبير است . آن گاه در زندگى به تفحص مىپردازيم و از آن جا به سنتها و نظامات آن راه مىيابيم . نگاه كلى به زندگى انسان را به پاسخ اين سؤال كه سنتها و نظامات كه زندگى در مسير آن حركت مىكند ، آگاه مىسازد . به تعبير ديگر حكمت ( فلسفه ) چيزى است كه ديدگان ما را به حقيقت خود ما و موجوداتى كه اطراف ما را گرفتهاند مىگشايد و از سنتهاى ثابتى كه بر آن فرمان مىرانند پرده برمىگيرد و در نتيجه ما را به شناخت برتر و عمل اصلح قادر مىسازد . اين حكمت را به طور تفصيل در كتاب خداى حكيم ملاحظه مىكنيم . وقتى كه قرآن مىگويد .
« الحمد للَّه الحكيم الخبير » مشتمل بر حقايق بسيارى است در حكمت كلى . زيرا آغاز و انجام و هدف عالم وجود را معين مىدارد . و به ما مىگويد كه قيام آن بر علم و نظامى است كه در جزء جزء آن تجلى دارد . او خالق جهان است . او خدايى است كه مالك آسمانها و زمين است و حمد و سپاس او بر ما واجب است در هر مكان و در هر زمان .
خبير كسى است كه محيط به دقايق امور باشد چه به نظر و چه به عمل . از مصاديق خبير بودن او يكى اين است كه هر چه در زمين فرو مىرود و هر چه از زمين بيرون مىآيد ، حتى گازهايى كه زمين مىمكد يا بيرون مىدهد . خدا وزن و حجم و طبيعت آنها را مىداند . علم او احاطه دارد بر هر چه از آسمان فرو مىآيد يا به آسمان فرا مىرود . و لطيفترين چيزى كه به آسمان فرا مىرود نيت حسنه است و عمل صالح كه هر دو را خداى تعالى بالا مىبرد .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 1 ، ص 39 .