شايد حكمتش اين باشد كه شكر ، در ايمان به خدا مىافزايد شخص شكر گوينده مىداند كه نعمت و فضل خدا همگان را شامل است . شكر ، شخص شكرگزار را از غرور باز مىدارد و او را ملتزم مىكند كه نعمت حق را بشناسد .
اين از ثواب و پاداش خداوند ؛ و اما سعادت دل ، بايد گفت كه بزرگترين نعمت تحقق يافتن خواستها و آرزوهاى دل است . لذتهاى جسمانى به زودى از بين مىروند و براى بشر خوشبختى نمىآورند . براى مثال اگر شخص محكوم به اعدام شود و سپس بهترين انواع خوراكيها را برايش بياورند و لذت جنسى با زيباترين دختران جهان برايش فراهم آورده شود آيا اين همه لذت به جانش مىنشيند ؟ ! هرگز .
همچنين اگر اضطراب و ناآرامى روانى خواب را از كسى بگيرد لذت جسمى هر چند زياد و متنوع باشد به كام او گوارا نمىآيد چون آنچه مهم است خوشبختى و خشنودى دل است .
كسى را در نظر بياوريد در انتظار يك ميليون دلار است . به اين شخص اگر نيم ميليون دلار بدهند ، تأسف مىخورد اما كسى كه منتظر هيچ سودى نيست ، اگر نيم دلار هم به او بدهند خوشحال مىشود . همچنين اگر كسى طالب رياست در محلى باشد ، ولى نيابت رياست به او دهند غمگين مىشود ولى كسى كه اصلا در منصبى طمع نداشته باشد با يك مقام هر چند اندك هم باشد احساس خوشبختى مىكند .
چنين است كسى كه شاكر نعمتهاى خدا است . همواره نعمتها را احساس مىكند و مىداند كه او مستحق چنين نعمتى نبوده و به فضل خداست كه او را نصيب دادهاند يعنى همانند همان كسى كه در انتظار هيچ مالى نيست و مالى اندك به دستش مىرسد و خود را خوشحال و خوشبخت احساس مىكند .
اينك به اين دو حديث توجه كنيد :
/ 183 محمد بن خلّاد از على بن موسى الرضا ( ع ) روايت مىكند كه فرمود :
« هر كس خدا را بر نعمتى حمد گويد او را شكر گفته است و حمد برتر از
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: احمد آرام
ص١٤٨