تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
و شيعه پاسخ مىدهد كه وجود امام لطف است و فرقى نمىكند كه او در امور تصرّف كند يا تصرف نكند [ اين قول مستند است ] بر آن چه از على [ عليه السلام ] نقل شده كه فرمودند : « زمين هيچ گاه از كسى كه حجت خدا را اقامه كند خالى نمىشود ، خواه اين حجّت آشكار و شناخته شده باشد و خواه ترسان و ناشناس باشد تا اين كه حجت‌ها و دلايل خداوند باطل نگردد » و تصرّف آشكار امام لطفى ديگر است كه به جهت سوء اختيار بندگان از دست رفته است و هنگامى كه او را ترساندند و از يارى امام دست برداشتند خود را از لطف محروم كردند . تفتازانى در مقابل پاسخ شيعه ، مىگويد : وردّ أولًا : بأنّا لا نسلّم أن وجوده بدون التصرّف لطف . . . ثانياً : بأنّه ينبغي أن يظهر لأوليائه الذين يبذلون الأرواح والأموال محبّته ؛ « 1 » اولًا : اين پاسخ مردود است ؛ چرا كه ما قبول نداريم وجود امام بدون تصرّف لطف باشد . . . ثانياً : در اين صورت شايسته است امام براى ياران خود - كه از روح و مالشان را در راه محبت او بذل مىكنند - . ظاهر شود . قسمت اول كلام تفتازانى در واقع اشكال به قول شيعه نيست ، بلكه عدم قبول حديث اميرالمؤمنين عليه السلام است . اين در حالى است كه حديث ياد شده در منابع حديثى اهل سنّت هم آمده است و چنان كه پيشتر گفتيم ، ابن حجر عسقلانى اين روايت را از اقوال صحيح شمرده است . و ابن قيم « 2 » مىگويد : « اين حديث از احاديثى است كه از على [ عليه السلام ] رسيده است » . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . ابن قيم از شاگردان ابن تيميه و بسيار متعصب است . ( 3 ) . اعلام الموقعين : 4 / 150 ، ر . ك : حلية الاولياء : 1 / 80 ، تذكرة الخواص : 132 ، كنز العمال : 10 / 263 ، لا تخلو الأرض من قائم للَّه بحجة لئلّا تبطل حجج اللَّه وبيّناته . . . .