« إِنَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِي اْلأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلْدانِ لايَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَلا يَهْتَدُونَ سَبيلًا * فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا » ؛ « 1 »
آنان كه هنگام قبض روح ، ظالم و ستمگر بميرند ، فرشتگان از آنها مىپرسند در چه كارى بوديد ؟ مىگويند ، ما در زمين مستضعف بوديم . فرشتگان مىگويند ، آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن سفر كنيد ؟ پس مأواى ايشان جهنم است و بازگشت آنها به جايگاه بسيار بدى است . مگر آن گروه از مردان و زنان و كودكان كه به راستى ناتوان بودند و گريز و چارهاى نداشتند و راهى براى نجات خود نمىيافتند . پس باشد كه خداوند گناهانشان را ببخشد و خداوند بخشنده و آمرزنده است .
4 . غيبت امام
بر اساس قاعده لطف وجود امام هنگامى لطف خواهد بود كه امام ظاهر و مبسوط اليد باشد تا بتواند مردم را به اصلاح آورد و از فساد دور كند ، پس وجود امام غائبى كه در امور بندگان تصرف نمىكند لطف نخواهد بود . جرجانى در شرح مواقف مىنويسد :
إنّ اللطف الذي ذكرتموه إنما يحصل بإمام ظاهر قاهر يُرجى ثوابه ويخشى عقابه ، يدعو النّاس إلى الطاعات ويزجرهم عن المعاصي بإقامة الحدود والقصاص وينتصف للمظلوم من الظالم وأنتم لا توجبونه
هامش
( 1 ) . سوره نساء : آيه 97 - 99 .